است ، در ميان كوههاى جنگلى واقع است . طرف مغرب و مشرق و شمالش را كوه و جنگل احاطه كرده و جنوبش باز است . خيلىخيلى شهر تميز پاك پرجمعيتى است . سكنهء دائميش تقريبا . . . « 1 » و براى معالجه و شرب آب هميشه بخصوص تابستان تا بيستهزار مهمان دارد . چند چشمه آبمعدنى دارد . منجمله يكى به جهت لاغر كردن اندام است . يكى براى چاق كردن اندام و براى شرب هريك اطباء مخصوص اين كار دستورالعمل مخصوصى دارند . حضرت صدراعظم براى آنكه شكمش قدرى از طبيعى بزرگتر است ، مشغول خوردن شد . طبيب گفته است بيست روز از اين آب بخورد . بدينترتيب كه اول صبح قبل از چاى به سرچشمه رفته ( چنانچه مقرر است و بعد فقير خواهم براى تماشا رفت و مىنويسم ) يك گيلاس بزرگ آب بخورد . بعد يكساعت در خيابانهاى مخصوص اين كار راه برود . بعد يك گيلاس ديگر بعد يكساعت راه . گوشت هم هيچ نخورد مگر يك جوجهء آبپز . ميوه هم مطلقا نخورد . خواب هم كم كند . مسكرات مائى هم چنانچه نمىخورد ، نخورد تا لاغر شود . جناب وزير دربار خوب گفت كه بدين ترتيب سخت بدون خوردن اين آب هم ممكن است شخص لاغر شود . آن چشمه هم كه آبش را براى چاقى مىخورند ، دستورالعملش ضد اينست . از بالاخانهء نواب موثق الدوله باغچهاى را كه جلو هتل ما مرتب و مزين چمن و گلكارى كردهاند خيلى تماشا كردم و حظ كردم . به عينه مثل آنكه به روى ورقه كاغذ مذهبى كرده باشند . در همان منزل نواب موثق الدوله اول شب عباسقلى ميرزاى ناصر الممالك فنگراف آورد و خواهش كرد پيانو زدم . دو لوله پر كرده دوباره گوش كردم . خودم خيلى خوشم آمد . وقت شام در سفرهخانه شام صرف شد . بعد از شام قدرى در باغچهء جلوى هتل اعليحضرت شاه كه چراغان و جمعيت زيادى بود ، با جناب موثق الدوله گرديده به منزل آمدم . خوابيدم .
در
ماريمباد - روز يكشنبه ششم ( 6 ) : صبح نواب موثق الدوله آمد منزل ما ، باهم رفتيم حمام كه از استاند تا بهحال استحمامى نكرده بوديم . مخصوصا ، و حال آنكه هتل حمام دستى « 2 » داشت ، براى تماشا به حمام عمومى رفتيم . خيلى جاهاى باتماشا و مناظر خوب كه واقعا ديدن آنطور باغچهها و چمنها و
هامش
( 1 ) - در متن نقطهچين است و جاى عدد خالى است .
( 2 ) - كذا : بهجاى حمام اختصاصى