تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
تا رسيديم به هتل ( كلين‌كر ) كه منزلمان بود . اعليحضرت شاه و حضرت صدراعظم و بعضى را در يك هتل و سايرين را چون در آن هتل ، جاى خالى خيلى كم بود - ، در هتل ديگر كه به فاصلهء يك عرض خيابان پنج ذرعى روبروى همين هتل است و آن را هم هتل كلين‌كر مىگويند و هردو مال يك صاحب و در حقيقت يكى هستند ، منزل داده بودند . من‌جمله فقير بودم كه بعد از رساندن اعليحضرت شاه با سايرين به منزل آمدم . اتاق خيلى قشنگى دارم . دو در منظر به طرف خيابان و هتل اعليحضرت شاه دارد . اتاق كنت هم اتاق كوچكترى است چسبيده به اتاق فقير . يك اتاق خيلى كوچك هم متصل به اتاق كنت و اتاق من براى آدلف است . نه ساعت از ظهر گذشته ، شام خبر كردند . همه رفتيم در سالن بزرگ سفره‌خانهء هتل . شام خيلى مفصل خوبى صرف شد . موزيك بسيار خوبى هم داشتيم . ( در تمام اروپا ملايمت و صحت موزيك اتريش معروف است ) سر شام جناب قوام السلطنه عذرها خواست كه تا يك‌ساعت به غروب آفتاب مانده ، هيچكس ورود موكب همايونى را نمىدانستند و همه فردا بعد از ظهر منتظر بودند . بعد از شام ، هركس به منزل خود رفته ، راحت كردند . جناب اميربهادر جنگ ساعتى به منزل ما آمد و رفت . بعد ناصرخاقان تفقد كرد . بعد خوابيديم . در ماريم‌باد - روز شنبه پنجم ( 5 ) : صبح درب منظر اتاق را كه باز كردم ، چشمم به نواب موثق الدوله افتاد كه او هم درب منظر اتاق خودش را كه آن‌طرف خيابان روبروى من است ، باز كرد . از ديدار يكديگر راستىراستى خرسند شديم . رخت پوشيده آمد منزل فقير . باهم رفتيم پائين . دكان عاج‌تراشى كه همه‌جور اسباب از دندان فيل درست كرده بود . دويست سيصد فرانكى غلطيده بيرون آمديم . يك عصا كه سرش صورت ببرى با عاج تراشيده بود ، براى اعليحضرت شاه خريده بودم تقديم كردم و هم تعريف اسبابهاى ديگر را كردم . امر شد كه بروم چند پارچه بياورم . رفتم آوردم . تقريبا دو سه‌هزار فرانك از آن اسبابها خريده شد . تا وقت ناهار در حضور بودم . ناهار در سفره‌خانهء معمول صرف شد . بعد از ناهار رفتم منزل نواب موثق الدوله كه در مرتبهء سيم واقع است . خيلى چشم‌انداز خوبى دارد . آبادى شهر ماريم‌باد قدرى پيداست . ماريم‌باد كه شهر كوچكى است و تقريبا هزار ذرع از سطح دريا بلندتر