اتريش
شش ساعت و نيم از ظهر گذشته رسيديم به استاسيون شهر ( اكرْ ) كه اول خاك اتريش است . معلوم است كه مملكت اتريش به آبادى آلمان و هولاند نيست . تكتك بعضى از نقاط كه چيزى كاشته نشده بود و جنگل نداشت ، شبيه زمين ييلاقات تهران بود ، عصر همه را در حضور بودم . هشت ساعت و ربع كم از ظهر گذشته قطار كالسكه در گار شهر ( ماريمباد ) ايستاد . جناب نريمان خان قوام السلطنه وزير مختار دولت عليه ايران در اتريش ، و اعيان ماريمباد در گار مقدم اعليحضرت شاه را پذيرفتند . دو نفر كشيش سفيدپوش شكمگندهء گردنكلفت نيز آنجا بودند . جناب قوام السلطنه معرفى كرد كه چون از زمان آبادى ماريمباد منافع و عايدات چشمههاى معدنى ماريمباد وقف كشيشها و نمازخانههاى مريم « 1 » باد است ، اين دو نفر كشيش از جانب نمازخانها و عباد ماريمباد مقدم همايونى را مبارك مىشمارند .
بعد از طى تعارفات سوار كالسكههاى اسبى شده رو به منزل حركت كرديم . از گار تا هتل همهجا چراغان كرده بودند و به رسم ايران فانوسهاى كاغذى رنگارنگ به درب منظر هتلها و ابنيهء مشرف به خيابان آويزان كرده بودند و هرچه نزديكتر به شهر و منزل مىشديم ، جمعيت تماشاچى و ازدحام زيادتر بودند
هامش
( 1 ) - كذا ( مريمباد )