تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
و مزين است . اعليحضرت شاه سؤال از تاريخ بناى حكومتى كردند . حاكم گفت : دويست سال است . جمعيت زيادى هم از اجزاى حكومتى بودند . در سفره‌خانهء بزرگى ناهار مفصلى فرنگى و ايرانى با اعليحضرت شاه در يك ميز صرف كرده بعد از ناهار به فاصلهء ده دقيقه آمديم منزل . يكى دوساعتى راحت كردم . نزديك غروب تنها رفتم كنار دريا . آنجا كه براى گرديدن مردم سد بستند . نزديك دست‌انداز آهنى تا بعد از غروب تنها و يكه نشستم و به آب حالت غروب تماشا كردم و هى فكر كردم و خيالات تهران در درياى دماغم مثل همان دريا مواج بود . وقت شام نواب موثق الدوله و جناب سردار مكرم آمدند . باهم رفتيم سر شام . سلطان محمد شاه نوادهء مرحوم آقا خان محلاتى رئيس طايفهء اسماعيليه كه غالبا براى آسودگى و تماشا و راحتى در لندن و اينطور جاهاست و از لندن به خدمت اعليحضرت شاه آمده است ، امشب سر ميز بود . جوان است و خيلى خوش‌هيكل و سفيدچهره و سياه‌مو . بايد سنش سى سال باشد . بعد از شام بلافاصله آمدم بالا لخت شدم . مشغول روزنامه نوشتن شدم . به عادت هر شبه آقاى ناصر خاقان به‌قدر يك سيگار كشيدن غريب‌نوازى كرده رفت . من هم مشغول تهيّهء خواب شدم . استاند - روز شنبه بيست و يكم ( 21 ) : يكى دو ساعت پيش از ظهر با هاشم خان رفتيم كنار دريا . پاها را تا زانو بالا زده ( به دريا زديم فقير ) در سى چهل قدمى توى آب كه گاهى موج كوچك مىآمد و از زانو بالاتر شلوارمان را تر مىكرد ، ايستاده به زحمت زياد كه باد كمى هم داشت ، سيگارى روشن كرده چون يقين داشتيم هيچكس هنوز آن‌طور سيگار آنجا نكشيده است ، به ياد دوستان زديم . قريب به ظهر بيرون آمده رفتيم در سالن بزرگ كه كنت و پسرهاى علاء السلطنه وزير مختار ايران در انگليس پيانو مىزدند . قدرى گوش كرده رفتيم سر ناهار . بعد از ناهار رفتيم بالا . يكى از اجزاى اركست پائين چند ورق نت براى اعليحضرت شاه نوشته بود ، آورد كه به توسط فقير تقديم شود . خودش هم قدرى با هاشم خان ويالن زد . اعليحضرت شاه امروز سه ساعت بعد از ظهر رفته‌اند به ( كورسال ) كه عيد گل است . فرنگىها به هر اسم و رسم متصل مشغول بيعارى و بعضى كارها كه واقعا اگر منصفانه فكر كنى ، عقلا مردود است ، هستند . يكى از