تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
ممنون شد و رفت . شب به حضرت صدر اعظم گفتم امر كرد جناب مشير الملك يك ورق كاغذ نوشت كه مثلا مسيو زهرمار ( فورنيسر ) اعليحضرت شاه ايران است و حق دارد كه درب دكانش علامت شير و خورشيد بگذارد . فردايش آمد دادم . زمين تا آسمان ممنون شد و گفت ساعت‌ها را در ( استاند ) مىآورم . با جناب سردار مكرم صحبت مىداشتيم . از درب اتاق درآمد . تعارفى كرديم يك مدال شيرخورشيد مطلّا من خودم برايش گرفته بودم كه پر بىعوض نباشد . دادمش . فوق‌العاده متشكر شده بوسيد و از اتاق رفت بيرون . دو كيف سياه بزرگ آورد و باز كرد . دويست دستگاه ساعت نقره و آهن كه در پاريس نقره‌هايش بيست و پنج فرانك كه پنج تومان باشد و آهنهايش پانزده فرانك ، درآورده تحويل داد و به اضافه يك‌ساعت نقره هم كه عكس اعليحضرت شاه به روى صفحه‌اش بود به جناب سردار مكرم يادگار داد و دوتا ساعت نقره و دوتا هم آهن به كنت و يك‌ساعت نقره هم به آدلف داد و گفت هاشم خان كه عصر حكم مدالش را مىبرد ، يك ساعت طلا هم به او تعارف كند . و برخاسته تعظيم كرد و رفت . من ماتم برده بود . خلاصه نزديك ظهر رفتم حضور و در معيت ركاب همايونى به مهمانى رفتيم كه حكومت استاند امروز اعليحضرت شاه و بيست نفر از ملتزمين را به ناهار دعوت كرده است . حكومت اين ولايت رسم غريبى است . خود اهالى هميشه از ميان خودشان يك شخص را انتخاب مىكنند و به سلطنت و دولت بلژيك اظهار مىكنند كه فلان شخص قابل حكومت ماست . دولت بلژيك هم ناچار است كه همان شخص منتخب رعيت را قبول كند . اگر نكند آنها هم كس ديگر را قبول نمىكنند . ماليات و منال ديوانى اين ولايت تمامش صرف تميزى و پاكى خود شهر بايد بشود . يك پول به دولت نمىدهند و سرباز و پليس اين ولايت را هم بايد دولت بدهد . جمعيت دائمى اين ولايت بيست‌هزار نفر است . همين‌قدر هم در تابستان سه چهار ماهه از تمام دنيا مهمان اينجا هستند . در آن سه چهار ماه قمار زيادى مىشود . قمارخانهء مخصوص معتبرى دارد . مىگويند سالى پنج مليون فرانك كه دو كرور تومان باشد اينجا برد و باخت مىشود . تازه حكومت اينجا مىگفت اين رسم بديست و مىخواهيم موقوف كنيم . عمارت حكومتى اينجا بزرگ