بعد از شام همه در عمارت شاهى حاضر شده به سيرك ( . . . ) « 1 » رفتيم .
بناى اين سيرك از درون گرد است . اطرافش حجرات دارد . شش مرتبه است .
در زير سقف جمعيت زيادى بود . اسب بازيهاى خوب كردند . واقعا امشب اسبهاى بازى ديديم كه شايد به دههزار تومان هم در تهران يكى تحصيل نشود .
بخصوص يك اسب سفيد خيلى بزرگى بود كه حد وصفش بيرون از اندازهء تعريف بود . بازيهاى خود بازيگرها به روى اين اسبها تالى سحر و خيالست . به روى همين اسب سفيد و لخت ، يك مرد ايستاده بود و دو زن ، هركدام يك پائى به روى زانوى آن مرد ايستاده و او بند كمرشان را با دست گرفته بود و دو نفر دختر به روى كتف آن دو زن ايستاده و يك نفر دختر ديگر هم به روى شانهء آن دختر ايستاده و اسب مشغول تاخت بود . اعجب از اينها آن بود كه اين اسب كه مىدويد در حين تاخت بازىگر ديگر مىجست بر كفل اسب و مثل آنكه از نردبان بالا بروند از آن شش نفر بالا رفته بر دوش آن آخرى مىايستاد و معلق مىزد و اسب به همان روش اوّل مىتاخت . تماشاى اينطور صنايع عقل را متفكر مىكند . راست است مشق كردند و خيلى اين كار را كردهاند ، تا به اين سهولت مىكنند . ولى من عرض مىكنم دفعهء اول كه مىخواست مشغول مشق اين كار بشود ، چرا نيفتاد و گردنش خرد نشد . اين اسب اگر آن آدمها را اقلا هركدام بيست و پنج من وزن بگيريم ، صد و هفتاد و پنج من بار بر گرده داشت و قريب يكساعت مىدويد . از اين قبيل بازيهاى عبرتانگيز خيلى داشت . چيزى كه اين سيرك زياده بر سيركهاى ديگر داشت ، آن بود كه در اواسط بازى فرش وسط را كه اسبها به روى آن بازى مىكردند ، جمع مىكردند . از سقف بهقدر همان گردى وسط شروع كرد به باران آمدن و زمين آن دايرهء وسط كمكم پائين رفت و آب بالا مىآمد تا به اندازهاى كه با اسب از بلندى در اين آب مىجستند و در آن آب غوغا و معركهها كردند . گفتند شش كرور فرانك بيشتر خرج بناى اين سيرك شده . پس از انقضاى بازى برخاسته به ترتيبى كه آمده بوديم ، رفتيم منزل و به ترتيب همه شب خوابيديم .
پاريس - چهارشنبه يازدهم ( 11 ) : از صبح تا عصر در منزل مثل هر روز
هامش
( 1 ) - جاى اسم خالى است .