تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
يك اتاق شديم كه سقفش بسيار بلند و به تاريكى نيم‌ساعت از غروب آفتاب گذشته بود . در زمين اين اتاق كه تخته بود آنچه چشم مىديد ، چند جا به بلندى نيم اندام مثل صندوق بسيار بزرگ بىدر با تخته درست كرده بودند . در وسط اين اتاق كه به علت تاريكى درست ديوارهايش را نمىديديم ، يك تختى به بلندى دو پله براى اعليحضرت شاه و همراهان مهيا كرده به روى آن صندلىها بود ، نشستيم . پس از قدرى نشستن از دهنهء آن صندوقها روشنى پيدا شد . سقف اين اتاق مقرنس آئينه‌كارى است . مثل گنبد . به روى شش ستون مطلاى خيلى بلند . به هرطرف كه نگاه مىكرديم تا چشم مىديد گنبد به روى ستون بود . از بس اين اتاق بزرگ بود ، ابدا عرض و طول و ديوارش به چشم پيدا نبود . از آن صندوق‌هاى بزرگ هم در زير هر طاقى سه چهارتا بود كه روشنى از آنها بيرون مىآمد . درست ملتفت باشيد چه عرض مىكنم . خود چراغ هيچ در اين فضاى لا يتناهى پيدا نيست . روشنى فقط از آن صندوقها است كه سقفهاى آئينه و ستونهاى كلفت بلند براق مطّلا را روشن كرده بود . موزيك نرم آواى مشغول نوازش شد . و از تمام اين صندوقها هركدام يك زن لخت معروف به لطافت كه مثل ملائكه درستشان كرده بودند ، معلق‌زنان بيرون آمدند و به طرف سقف و گنبد حركت مىكردند و تمام روشنى صندوق از زير به صورت و تن و پارچه‌هاى خيلى نازك رقيق كه به دستشان بود و از شدت نازكى در هواى اتاق مواج بود ، مىتابيد و تماشاكنندگان همه واله و حيران چشم بر آسمان دوخته و آب از دهانشان روان بود . غوغاى غريبى بود . از هرطرف هرچه چشم كار مىكرد ، سقف گنبدى آئينه‌كارى و ستون مطلّا و ملائكهء روشن بود كه به توسط مفتولهاى ( لايرا ) مكررا از سطح تا سقف رفته و از سقف تا سطح مىآمدند و از سقف خرده مطلّا مثل برف مىباريد و در همين بين در تمام گنبدها و سقفهاى آئينه و ستونها چراغهاى برق خيلىخيلى قشنگ زياد روشن شد . ( تصور بفرمائيد اتاق به آن بزرگى كه از هيچ‌طرف ديوارش پيدا نبود ، با آن طاقها و آن ستونها و آن همه ملائكهء كون‌ناشسته و آن همه انواع چراغ‌برق و آن تشعشع و تلألؤ خرده طلاها كه به آرامى برف پائين مىآمد ، چه تماشائى خواهد داشت . . . . به‌به ! « 1 » ) وقتى كه اين بازيها تمام شد و
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در متن است
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 247 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى