تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
كريون ) و اينجا جائى است كه مجسمه‌هاى مومى رخت پوشانده نشانش مىدهد . خيلى جاى تماشائيست . از درب پس از بليت خريدن به يك اتاق خيلى بزرگ كه اطرافش ثقبات و اتاقهاى كوچك و بزرگ دارد و در هر جائى هيكل يك شخص بزرگ يا چند نفر كه دخيل يك حكايت مهمّى بوده‌اند ، داخل شديم كه فوق‌العاده حيرت‌انگيز است . هياكل را واقعا به اندازه‌اى خوب و شبيه و قشنگ ساخته است كه هر زيرك باهوشى در اول نظر البته حسّش خطا مىكند كه شايد آدم جاندار است و هم گاهى بعضى خوش‌طبعان داخل آنها نشسته تماشاكنندگان را كه در حال تفكر و حيرت هستند ، به بعضى حركات جزئى مىترسانند . غالب اشخاص و حكايتهاى بزرگ را مجسمه ساخته است . در يك اتاق بسيار بزرگ مجلس تاجگذارى اعليحضرت نيكلا امپراطور روس را ساخته بود با تقريبا دويست نفر اجزاى اين كار را ، همه با لباسهاى رسمى . فقير كه درست امپراطور را ديده بودم ، ديدم كه چقدر خوب ساخته است . تمام گوشه و كنار اين اتاق بزرگ را كه همه به همين خوبى بود ، تماشا كرده رفتم بالاخانه‌هاى اين بنا كه تماما حكايتهاى مجالس و زنها و صاحب‌منصبان بزرگ معروف نامى ( ناپليون ) است . همه را با همان حالات و هياكل و لباسهاى رسمى ، تماشا كرده به اتاق ديگر كه تختخواب و مردن ( ناپليون ) را ساخته بود ، رفتيم . درست اول و آخر دنيا را تماشا كرده آمديم بيرون . دم در يك زنى با كمال احترام يك كتابچه كه عكس تمام مجسمه‌هاى در آن اتاق و تفصيل و اسامى و تاريخ همه را در آن ثبت كرده بودند ، به ما داد و يك پول مختصرى در عوض داديم . مؤدب الملك رفت منزلش من هم تنها درشكه نشستم آمدم نزديك هتل خودمان . مستشار پستخانه را ديدم . پياده شد باهم رفتيم منزل . غروب شده ، شام صرف كرده همه رفتيم در عمارت اعليحضرت شاه كه در ركاب به اكسپزيسيون رفته تالار ( شامپردمارى ) را كه امشب مخصوصا اعليحضرت شاه به تماشاى آنجا دعوت دارند ، تماشا كنيم . كالسكه‌ها را حاضر كردند . مثل هميشه سوار شده ، سواره وارد اكسپزيسيون شديم . دم در ( شامپردمارى ) پياده شده وارد شديم . شامپردمارى يعنى ميدان مريم . اين اتاق كه از صنايع بديع نمايندهء معروف پاريسىها است ، مدوّر است . شايد صد ذرع يا