تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و خالى نشده بود و اينكه كش‌مكش مىكرد ، مىخواست دستش را خلاص كرده بلكه فشنگ ديگر به كار برد . خيلى امر غريبى بود و اسباب تحيّر وزير پليس شده بود و تمام مأمورين فرانسه مات شده بودند . واقعا :
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرّد رگى تا نخواهد خداى
رسيده بود بلائى ولى بخير گذشت . اين مردكه اسمش ( سلسن ) « 1 » و سنش تقريبا سى و يكى دو سال و از اهل يكى از سرحدّات فرانسه است كه بسته به خاك ايتاليا است و ( آنارشيست ) است . در استنطاق پرسيده بودند پادشاه ايران [ را ] كه هيچ نمىشناختى و هنوز او را نديده بودى به تو چه كرده بود كه تو با [ او ] عداوت داشتى ؟ گفته بود : « مظفر الدين شاه از قرارى كه شنيدم بد آدمى نيست و خيلى هم خوش‌قلب است . چند دفعه هم كه در عبور او را ديده بودم ، از صورتش بدم نيامده بود . ولى كلّيه با حكمداران و تاجداران بد هستم . مىخواهد بشناسم ، مىخواهد نشناسم . » « 2 » خود اين مرد كه شاگرد دكان شيرينىسازى بوده است و يكمرتبهء ديگر هم مىخواسته است مرتكب قتل نفس بشود و گرفتار شده مدتها در حبس بوده است . سبيل كمى و ريش تراشيده‌اى دارد و كلاه و لباسش خيلى كثيف و لباس عملگى است . چشمهاى درخشندهء مهيبى دارد . نقدا در حبس و استنطاق است . شنيدم كه موافق قانون فرانسه چون هنوز قتل نفس نكرده بود ، بعد از چند سال حبس ولش مىكنند تا كس ديگر را بكشد . خلاصه بعد از آنكه مدتى در روى رودخانه با كشتى حركت كرديم ، رسيديم به آنجا كه بايد پياده شويم . درشكه‌ها حاضر كرده بودند . تقريبا پنج شش دقيقه هم با درشكه راه پيموده به در كارخانهء
هامش
( 1 ) - در سفرنامه مظفر الدين شاه اسمش ( فرانسواسالن ) آمده است و سنش هم بيست و چهار ( سفرنامه چاپ دوم 1363 ص 151 ) و شگفت اينكه در همين سفرنامه عكس او بعد از ص 152 چاپ شده و زير عكس نوشته است ( فرنكاليس سلسن ) بنابراين همان كلمه ( سلسن ) كه ظهير الدوله نوشته صحيح‌تر به نظر مىرسد . ( 2 ) - در سفرنامه مظفر الدين شاه آمده است « هرچه از او تحقيقات مىنمايند كه چرا مرتكب اين عمل شده است جواب درستى نمىدهد و تا حالا علت باطنى را بروز نداده به يمين السلطنه سپرديم هرچه تحقيقات پليس دربارهء او شد را پورت آن را بياورند كه در روزنامه خودمان درج كنيم » ( سفرنامه چاپ دوم ص 151 ) .