تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
صرف كرديم . بعد از ظهر فقير و كنت لباس رسمى پوشيده به عمارت شاهى رفتيم كه سفراء و مأمورين دول به حضور مىآمدند . يكىيكى و دوتا دوتا آمدند و در اتاق بزرگ انتظار به ترتيب ايستادند . رفتم بالا به اعليحضرت شاه عرض كرده جلو افتادم . آمديم پايين . اعليحضرت شاه به سفرا وارد شده با هريك به‌قدر اندازه اظهار رأفت كرده ، دوباره به اتاق راحت خودشان كه در مرتبهء بالا است ، رفتند . رسم پذيرائى سفرا در فرنگستان به كلى وراى ايران است . در ايران همه در اتاق وزارت تشريفات كه خارج باغ و عمارت سلطنتى است جمع شده وارد باغ شاهى شده به اطاقى كه اعليحضرت شاه ايستاده باشند ، وارد مىشوند و در فرنگستان به اين‌طور كه گفتم اعليحضرت شاه بر آنها وارد مىشود . رسم ايران به نظرم بهتر و به ادب نزديكتر است . اسامى سفرا و مأمورين كه امروز شرفياب شدند تقريبا سى چهل نفر بيشتر نبودند . از دربار روسيه خيلى كمتر بود . گفتند كه چون تابستان و موسم آزاديشان است ، غالبا در ييلاقات هستند . سفير كبير عثمانى را از تمام فرنگيها فرنگىتر ديدم ، افسوس . عصر منزل بودم . شب را جناب ميرزا ملكم خان ناظم الدوله ، از بعضى از همقطاران را به شام دعوت كرده بود . فقير هم جزو آنها بودم . اول شب رفتيم منزلش . خارج شهر است . خيلى جاى خوبى است . يك دست عمارت كوچك كافى باغچه‌داريست كه بيست ساله اجاره كرده و يك سالن ديگر كه اجاره‌اش تمام است . شام خيلى خوب مفصلى داد . بعد از شام من و كنت درشكه نشسته رفتيم منزل مسيو ( ترانشان ) كه آن دفعه كه پاريس آمده بودم از ( مسيو جن ) آنجا بازديد كرده بودم و نوشته‌ام كه مبل آنجا همه ايرانى بود و به چه تفصيل قليان چاق كرديم و كشيديم . آن قليان بىپير باز هم بود . باز هم چاق كرديم كشيديم . خود ( مسيو ترانشان ) هم آدم خوبى است قليان و چاى و شب‌چرهء مفصلى صرف كرده آخر شب آمديم منزل ، خوابيديم . هنوز رفقا از منزل جناب نظام الدوله نيامده بودند . در پاريس - روز پنجشنبه پنجم ( 5 ) : امروز اعليحضرت شاه و همراهان در ( ورسا ) « 1 » مهمان وزير امور خارجهء فرانسه هستيم . صبح در هتل شاهى حاضر شده كالسكه‌هاى دولتى را پاى پله آوردند . اعليحضرت شاه و حضرت صدراعظم
هامش
( 1 ) - كذا ( بجاى ورساى ) اما در جاهاى ديگر همان « ورساى » نوشته شده .