تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بازيهاى خوب كردند به رسم قديم كه عرابه به ميدان جنگ حركت مىدادند ، سه عرادهء جنگى كه به هركدام چهار اسب بسته بودند و يك زن مهارى كرده بود وارد شدند و مسابقه كردند . چندين دور دواندند . خيلى جور موحش پرخطرى . فوق‌العاده تماشائى بود . پس از انجام بازى آمديم منزل . چون هنوز يك‌ساعت به نصف شب مانده بود ، با نواب موثق الدوله رفتيم در يك ( رستران ) نزديك هتل چاى خورده مراجعت كرده خوابيديم . در پاريس - روز چهارشنبه ( 4 ) : صبح اعتصام السلطنه پسر خان معير الممالك كه با جناب مستوفى الممالك و چند نفر به اسم معالجهء چشم به پاريس آمده است به ديدنم آمد . چشمم از ملاقاتش روشن شد به خصوص كه از تهران كاغذ براى فقير آورده بود . ساعتى با او صحبت داشتم و رفت . پيش از ظهر با نواب موثق الدوله رفتيم به مغازهء ( ورت ) كه فقط لباس زنانه و پارچه‌هاى لباس زنانه مىفروشند و ( مادام هفمان ) كه در تهران روبه‌روى خانهء ما مغازه داشت . از كاركنان اين دكان است و چنديست به پاريس آمده است و در كنت ركسويل آمده بود ما را به اين مغازه دعوت كرده بود . اين مغازه خيلى باتجمل است . دو سه مرتبه است كه با ( آسانسر ) بالا مىروند . اول يك اتاق راحت دارد كه مىنشينند خستگى مىگيرند . بعد يكى از صاحبان دكان مىآيد از مشترى سؤال مىكند كه چه مىخواهيد . اگر پارچه بخواهد مىبرندش به اتاقهاى بزرگ كه ميزها گذارده‌اند و انواع پارچه‌ها را در نظر عرضه مىكنند . از ذرعى پانصد فرانك كه صد تومان پول ايران باشد تا ذرعى يك فرانك كه دو قران باشد . اگر رخت دوخته بخواهند مىپرسد كه به چه اندازه ؟ و تقريبا بيست نفر دخترهاى خوش‌اندام دارند . محض نمايش لباس مىروند لباس دوخته مىپوشند . مىآيند جلوى شخص . به‌طورى كه لباسها درست جلوه كند مىايستند يا راه مىروند و هر لباسى را كه شخص پسنديد فورا يك دست ديگر مىپوشند مىآيد و لباس دوخته از دستى پانزده‌هزار فرانك كه سه‌هزار تومان پول ايران باشد دارند تا دستى هزار فرانك كه دويست تومان باشد . نواب موثق الدوله يكى دو پارچه لباس دوخته خريد . فقير كه پارچهء ندوخته . از اول رفتم به اتاق پارچهء ندوخته كه مردها مشترى راه مىانداختند . تقريبا به‌قدر سه هزار فرانك كه ششصد تومان باشد پارچه و پتو خريده با هم آمديم منزل . ناهار