تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
گذشته وارد خاك ( بلژيك ) شديم كه عبورا بايد از يك گوشهء بلژيك گذشته به خاك فرانسه برويم . واقعا عجب مملكت آبادى است . تا غروب آفتاب كه هوا روشن بود و ديده مىشد ، تمام خانه و كارخانه بدون فصل بستهء به هم بود و غالب كارخانه ذغال‌سنگ از معدن بيرون آوردن بود . « 1 » جناب مؤيد السلطنه مىگفت چاه و معدن ذغال‌سنگ تا هفتصد ذرع كنده‌اند كه با ماشين متصل آبش را كشيده كار مىكنند . مىگفت روزى صدهزار نفر عمله‌جات به جز اهالى اين كارخانه‌ها كار مىكنند و در زير زمين همه‌جور اسباب آسايش دارند . مثل خانه و رستوران و چراغ برق و درشكه و اسب و خيابان و همه‌چيز . مىگفت عمله در آن زير هست كه سنش مثلا بيست سال است و هيچ هنوز بيرون را نديده است و در همان زير تولدشان شده است . راستى حكايت غريبى است . همهء راه را از درّه و فاصله‌هاى كوههاى سبز و جنگل رد مىشديم . از آن‌وقت كه داخل خاك بلژيك شديم از بيست و پنج تونل عبور كرديم . شب را در گار ( اركلين ) كه آخر خاك بلژيك است ، قطار كالسكه ايستاد . شام خورده در همانجا خوابيديم كه انشاء اللّه فردا صبح رسما وارد خاك فرانسه خواهيم شد .
هامش
( 1 ) - كذا : عبارت ناقص به نظر مىرسد .