سال اتمامش طول كشيده است . تمام بنايش با سنگ خاكسترى نزديك به سياه است . از جاهاى ديدنى است . ارتفاعش صد و پنج ذرع است . امروز هم به واسطهء به كلى رفع نشدن نقاهتم جز كمى سوپ ناهار چيزى ديگر نخوردم . بعد از ناهار رفتم اتاق جناب مؤيد السلطنه . نيمساعتى خوابيدم . از چيزهاى خيلىخيلى تماشائى اين هتل بلكه اين شهر بلكه اين سفرمان ، مبال اين هتل است ( گلاب به روى شما ) هيچ تصور نمىكردم اتاقى ممكن باشد به اين تميزى و نظافت ساخته شود . يقينا از سفرهخانهء اعليحضرت امپراطور آلمان بهتر است .
عصر با جناب سردار مكرم پياده قدرى در شهر گشت كرده بعضى چيزها خريدم . غالب روز را در حضور بودم . شب با جناب اميربهادر جنگ در يك اتاق بوديم . آخر شب كه جناب اميربهادر جنگ رفت تا به رسم هميشه پشت درب اتاق اعليحضرت شاه بخوابد . جناب وزير همايون و ناصرخاقان آمدند . قليان خوبى چاق كرده كشيده خوابيدم . جمعيت كلن سيصدهزار نفر است . از آنجا ديدم بعضى عرادههاى كوچك را كه براى حمل سبزى و گوشت و از همين قبيل چيزهاست ، به سگ مىبندند . جز در پاريس كه مىگويند سگ بايد آزاد باشد و قابل كشيدن بار نيست ، در غالب جاها ديدم كه سگ را به عرادههاى كوچك مىبندند و آن حيوان به مدد و كمك صاحبش آن بار را به منزل مىرساند .
حركت از كلن -
روز جمعه بيست و نهم ( 29 ) : صبح به امر اعليحضرت شاه با چند نفر از همراهان رفتيم به تماشاى باغوحش . بىتماشا نبود . از جمله چيزهاى تماشائى شتر بهقدر گوسفند و موش بهقدر سگ شكارى ( تازى ) و گنجشك الوان بهقدر زنبور و شاپرك بهقدر كبوتر و فيلها و گرگ و سباع درنده از قبيل شير و پلنگ سياه كه خيلى چيز غريب موحشى بود و ساير حيوانات ديديم .
نزديك ظهر به هتل مراجعت كرده ناهار خورده با نواب موثق الدوله و جناب ناصر السلطنه به كالسكه نشسته به گار آمديم و در قطار كالسكه به منزلهاى خودمان نشستيم و اعليحضرت شاه و بعضى از همراهان كه به تماشاى كليسا رفته بودند بعد از ساعتى مراجعت كردند و در دو ساعت از ظهر گذشته از گار كلن حركت كرديم .
از چندين شهرهاى آلمان و سه تونل گذشته ، چهار ساعت و نيم از ظهر