نيمكت دراز كشيده همهاش مشغول تماشاى آبادى ملك و تأسف به حال بيچاره اهالى ايران بودم كه دچار چه بدبختىها و دردهاى بىدرمان هستند كه هيچكدامش با حالت حاليه دوا ندارد .
ناهار هم نخوردم . عصر رخت پوشيده به حضور رفتم . در گار شهر ( برلين ) پايتخت مملكت آلمان پنج شش دقيقه ايستاديم . وضع غريبى است . شخص گيج مىشود . از روى ساعت در بيست و چهار ساعت شبانهروز ، دقيقهاى يكدسته كالسكهء آهن كه از چهل تا بيشتر است از طرفى وارد اين گار شده از طرف ديگر خارج مىشود . از اين گار يك پلى به ارتفاع شش ، بعضى جاها هفت ذرع از زمين تا گار آنطرف شهر كشيدهاند كه راههاى آهنى كه از خارج آمده به خارج مىرود ، از روى شهر عبور كند كه مانع از شوارع و طرق داخلهء شهر نباشد .
يكساعت تمام از روى شهر عبور كرديم . خيلى تماشا داشت . خيابانها و ابنيهء بلند رودخانهها و باغات شهر و عابرين در شوارع شهر كه به چه سرعت ديده مىشد و از دم نظر رد مىشد . شب را هم در حركت [ رفقا ] « 1 » شام خوردند . باز هم فقير ميل به شام نكرده خوابيدم .
ورود به كلن -
روز پنجشنبه بيست و هشتم ( 28 ) : قبل از ظهر وارد گار ( كلن ) شديم كه ( ادكلن ) عطر معروف را از اينجا به تمام دنيا مىبرند . جزو آلمان است . كنار رودخانه ( رن ) واقع است كه از حيث بزرگى و باركشى سيّم رودخانه فرنگستان است . اعليحضرت شاه بدون سابقه و مقدمه خواست در اين شهر يك شبانه روز بماند . از راهآهن پياده شده در درشكه كرايهاى نشسته با همراهان به يك هتل رفتند . فقير و جناب اميربهادر جنگ و كنت رفتيم حمام . حمامش چندان تعريفى نداشت . بد هم نبود . بيرون آمده براى ناهار به هتل ( كورفرنتْ ) كه اعليحضرت شاه [ و ] همراهان منزل گرفته بودند رفتيم . زينت و نظم و اعتبار اين مهمانخانهء عمومى به اندازهاى است كه شاهنشاه يك مملكتى را با سى نفر وزرايش بدون خبر كردن پيش از وقت قبول كرده آسايش مىدهد . اين هتل برابر كليساى ( كلزدم ) كه از كليساهاى معروف دنيا و بلندترين معابد روى زمين است ، واقع است . اين كليسا در هفتصد و پنجاه سال پيشتر ساخته شده و دويست
هامش
( 1 ) - كلمه درست خوانده نمىشد به كلمه ( رفقا ) شبيه بود