رنگ و ملخيت كه سنگ سبز و خوش نقش و نگار پرقيمتى است به كار رفته .
درب برنجى خيلى قشنگى در نقطهء مركز است . دو طرف درب شش صورت خيلى بزرگ كه هركدام چهار ذرع قد و تقريبا دو ذرع پهنا دارد ، از حضرت عيسى و حواريون با سنگ الوان موزاييك شده است در كمال امتياز كه از چيزهاى قطعهاى روزگار است . اين معبد بزرگ اضلاع و گوشه كنار زياد دارد كه از هر گوشهاى زينت و تجمل مذهبى درست كردهاند . يكى از چيزهاى قيمتى كه در اين بناست مجسمهء تمام اين كليسا است كه از طلا ، يكپارچه زرگرى كردهاند و زير محفظهء بزرگى از شيشه گذاشتهاند . و از قرارى كه گفتند سى پوت طلاى خالص دارد .
بعد از اين تماشا نواب موثق الدوله به منزلش و فقير هم به منزل خودم رفتيم . هنوز راحت نكرده بودم ، با تلفون از عمارت ارميتاژ من و سايرين را كه در هتل بودند احضار كردهاند . همه رفتيم . اعليحضرت امپراطور نشان و امتيازهائى كه مىبايست بدهند امروز در اين ساعت در عمارت فرستاده بودند و به همه به قدرشان و رتبهء بالاتر نشانى كه داشتند دادند . به من كه ( سنتانّاى ) اول نقره داشتم ( سنتاناى ) الماس و حمايل و سرحمايل الماس دادند . بعضى از همراهان كه اسم نمىبرم ، درجهء نشانشان را كم فرض كرده از اعليحضرت امپراطور قهر كردند و حال آنكه هيچ امپراطور خبر نشد و اگر خبر هم مىشد عذر نمىخواست و گذشته از اينها خيال نكردند كه طلبى از كسى نداشتند .
خلاصه بعد از اين كارها ، اميرال اعليحضرت شاه را به تماشاى موزههاى دولتى كه در همين عمارت است دعوت كرد . رفتيم آن اتاق كه جواهر بود . خيلى خيلى كمتر از موزهء ايران جواهر داشت . بلكه ده يك هم نداشت . اتاق بزرگ ديگر تمام اسباب متعلق به پطر كبير بود . از هر قبيل اسباب نجّارى و كشتىسازى و آهنگرى و نقشهكشى و سلطنتش . اتاق بزرگ ديگر نقاشى . باز هم اتاق نقاشى . باز هم اتاق نقاشى و يك اتاق مجسمه ، الحق خيلى ممتاز نقاشىها داشت . چندين پرده كاررفائيل داشت . اين تماشا هم كه تمام شد ، اعليحضرت شاه به اتاق خودشان رفتند . فقير آمدم منزل . پنج شش مدال نقره كه براى پيشخدمتها [ ى ] اتاق امپراطورى كه براى خدمت ما معيّن شدهاند گرفته بودم ،
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص٢٢٣