تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اعليحضرتين با همان درشكه كه از گار سوار شده بودند ، رفتند سر افواج . ماها هم رفتيم . در چادر بزرگى كه در بلندى كه دستى درست كرده بودند ، زده بودند و علياحضرت امپراطريس و ساير خانمها و وزراء آنجا بودند ، بعد از ساعتى اعليحضرت شاه آمدند در چادر نشستند و اعليحضرت امپراطور و ساير صاحب‌منصبانش سواره جلوى چادر در پائين آن بلندى ايستاده و افواج و سواره و توپخانه دسته‌به‌دسته از جلوى چادر دفيله كردند . خيلى قشون تماشائى بود . از هر حيث عبرت‌انگيز بود و ما فوق تصور . عجبتر از همه آن بود كه اعليحضرت امپراطور با هر دستهء سرباز و سوار و توپچى به‌طورىكه همه بشنوند احوالپرسى و شفقت مىكرد و آنها بلند متفقا دعا مىكردند . بعد از اتمام اين كار با صاحب‌منصبها آمدند بالا و ناهار صرف كرديم . بعد از ناهار به ترتيبى كه آمده بوديم ، به گار رفته از آنجا به شهر پطرزبورغ آمديم كه با راه‌آهن يكساعت راه بود . من يكسره به منزل رفته براى رفع خستگى و شستن گرد و خاك به حمام رفتم . بعد از حمام قدرى منزل سردار مكرم رفتم . تا وقت شام شد شام صرف كرده خوابيدم . پطرزبورغ - روز جمعه بيست و دوّيم ( 22 ) : آنها كه در هتل بوديم چون هنوز خستگى ايستادن ديروز رفع نشده بود ، ناهار در هتل صرف كرده بعد از ظهر لباس رسمى پوشيده به عمارت ( ارميتاژ ) رفتيم . ( كرديپلماتيك ) يعنى سفرا و نمايندگان دول مقيم در پطرزبورغ به حضور اعليحضرت شاه مشرف مىشدند . همه در اتاق بزرگ انتظار جمع شده ، اوّل جناب ارفع الدوله وزير مختار و فقير كه تشريفات‌چى بودم ، يكىيكى خود سفراى كبار و وزراى مختار را تنها در اتاق كوچك به حضور برده بيرون مىآورديم . بعد همه در اتاق انتظار به ترتيب زياد و كمى مدّت مأموريت دور اتاق صف كشيدند . بعد من رفتم رسما به اعليحضرت شاه انتظار سفرا را عرض كرده ، جلو افتادم . اعليحضرت از اوّل تا آخر از جلوى همه گذشته احوالپرسى فرمود . درحالىكه فقط جناب ارفع الدوله براى مترجمى عقب سر و فقير از جهت احترام جلو بودم . آنها هم اجزاى خودشان را معرفى مىكردند . چون راجع به كار من و بر اين كار آگاه بودم خيلى از اين رسميت و تشريفات خوشم آمد . اجزا و اعضاى كرديپلوماتيك گويا زياده از صد و پنجاه نفر