( روى مرا سفيد كرد . ) عصر مثل همه روزه توى باغ اعليحضرت شاه به ( كنسر ) يعنى مجلس ساز كه در اتاق بزرگ جنوب تياتر منعقد بود رفتند . همه بوديم . آواز ايرانى را كه مسيو ( لمر ) موزيكانچىباشى تهران به اين موزيكانچىها تعليم كرده و الحق فوقالعاده خوب و پسنديده ترتيب داده و خوب هم ياد گرفتهاند ، زدند . باز هم در كنسر به امر اعليحضرت شاه كنت روى همه را سفيد كرده مورد تمجيدات بلانهايت شد . بعد از مجلس آمدم بالا قدرى نشسته خوابيديم .
كنت ركسويل - روز چهارشنبه ششم ( 6 ) : بعد از گشت صبح اعليحضرت شاه به جناب اميربهادر جنگ و قاضى خان خاصه تراشباشى امر فرمودند كه مرا به حمام برده سبيلهايم را رنگ و حنا ببندند . بعد از ده سال كه هيچ استعمال نكرده بودم ، اطاعت امر الوالامر را واجب فورى دانستم .
بودم آرام شوخ و شنگم كرد * ديد بىرنگ اسير رنگم كرد
جناب اميربهادر جنگ حسبالامر ريشش را كه سفيد كرده بود ، رنگ و حنا بست . بعد از ظهر از حمام بيرون آمدم . رفتم به سفرهخانه . ناهار قريب به اتمام بود . در اتاق ديگر ناهار خوردم . تا يكساعت به غروب آفتاب مانده گاهى خدمت اعليحضرت شاه و گاهى در باغ مثل همه بيكار [ ها ] بيكار قدم مىزديم . پيش از غروب شام خورده بعد از غروب در معيت همايونى به تياتر رفته بعد از مراجعت همه به منزلها رفته و خوابيديم .
كنت ركسويل - روز پنجشنبه هفتم ( 7 ) : تا وقت ناهار مثل هر روز وقت گذرانده . بعد از ناهار با جناب علاء الملك سفير كبير رفتيم به يكى از دكانهاى خارج از اين محوطه . من يك ويالن خريدم . عصر اعليحضرت شاه و بعضى از همراهان با كالسكه به گشت تشريف بردند . ميرزا يوسف خان ريشار كه تازه از تهران آمده و امروز ديدمش و عليخان و هاشم خان و ميرزا اسماعيل خان و دكتر و فقير رفتيم در اتاق من ، قليان راحتى كشيديم . يكدسته موزيك نظامى كه مخصوصا از پاريس فرستادهاند ، امروز عصر نواهاى ايرانى زدند . خيلى خوب . از دو ساعت به غروب مانده كه اعليحضرت شاه مراجعت كرد تا وقت شام در حضور بودم . چون امشب هم تياتر است . پيش از غروب شام خورده همه به تياتر رفتيم .
چون من خيلى خسته بودم ، بعد از پردهء اول مرخص شده قدرى رفتم به سالنى كه