دو لوله بود براى دوّم . يك طپانچه شش لوله بود براى سيّم .
پس از اتمام حاكم آنجا آمد پيش نواب موثقالدوله كه چون اين شخص صاحبمنصب است مىآورمش پيش معرفى مىكنم . شما گلدان را به او داده تبريك بگوئيد . همينطور رفتار شد . دويمى را خودش دوربين داد . سيّمى را رئيس قشون آنجا كه فرمانده سى هزار نفر است و اول معرفى شده بود ، طپانچه داد . به همان ترتيب كالسكه سوار شده آمديم به شهر . منزل حاكم اين شهر كوچك كه در جنگل واقع است و عماراتش تكتك ساخته شده و رودخانه از وسطش مىگذرد ، خيلى باصفا و دلچسبتر از پاريس است . [ به ] شام سرد دعوت داشتيم . باغ خيلى قشنگى و عمارت خيلى خوبى داشت . با زن و فاميلش شام صرف شده اوّل غروب به گار آمده تقريبا سه ساعت از غروب آفتاب گذشته ، خسته و مانده وارد كنت ركسويل شديم . اعليحضرت و سايرين تياتر رفته بودند . با نواب موثقالدوله رخت كنده نماز خوانده در اتاق جناب اميربهادر جنگ ساعتى صحبت كرده خوابيديم .
كنت ركسويل - روز دوشنبه چهارم ( 4 ) : صبح زود اعليحضرت شاه احضارم كردند . تا وقت ناهار گشت مىفرمود . ناهار را در منزل جناب اميربهادر جنگ مهمان بوديم . يعنى ناهار هر روزه را منزل ايشان خورديم . بعدازظهر به امر حضرت صدر اعظم با يمين السلطنه وزير مختار و ( مسيو ركفريه ) مشغول ترتيب منزل و اتاقهاى ملتزمين ركاب در پاريس بوديم .
چون بعد از اين كه رسما اعليحضرت شاه به دول و ديدن امپراطورها مىروند تعيين جا و منزل و ترتيب آن به عهدهء فقير است و هرجا را چند روز پيش از ورود بايد مرتب كنم . عصر با اعليحضرت شاه قدرى در باغ راه رفتيم . امروز پيش از ظهر و قريب به غروب آفتاب اعليحضرت شاه امر كردند برايشان پيانو زدم .
شام را هم از شام اعليحضرت شاه كه چلوى بسيار خوب و خورش جوجه و بادمجان در منزل جناب اميربهادر جنگ صرف كردم و خوابيدم .
كنت ركسويل - روز سهشنبه پنجم ( 5 ) : صبح در گشت پياده در معيّت مقدم همايون بودم . ناهار مثل هر روزه در سفرهخانه صرف شد . بعد از ظهر اعليحضرت شاه كنت را احضار فرموده خيلى پيانو زد و خيلى مورد تحسين شد .
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص١٩٨