در
كنت ركسويل - روز شنبه دويم ( 2 ) : صبح زودتر رخت پوشيده به حضور اعليحضرت شاه كه آب ميل فرموده در باغچه راه مىرفت ، رفتم . خيلى صحبتها فرمود و از شهر پاريس سؤالات كرد . من جمله به جان خودش قسمم داد كه در پاريس با زنها رغبتى كردهام يا نه . مولى ( ع ) را شاهد حاضر ناظر داشتم كه هرگز ميل به اين كار نكردهام . خيلى خاطر مباركش راضى شد . نزديك ناهار تلگرافى كه در سه روز پيشتر حضرت ملكهء ايران از تهران به من زده بود كه چون حكما براى درد پا گفته بودند به آبگرم لاريجان رفتهاند و جناب قوام الدوله را هم همراه بردهاند . خاطر همايونى را مخبر كرده اذن بخواهم . ( معلوم شد جناب قوام الدوله به آبگرم لاريجان رفته است . ) تلگراف را بهنظر اعليحضرت شاه رساندم و جواب احوالپرسى و اظهار مهربانى گرفته مخابره كردم . تا وقت ناهار در باغ و درب دكانها و زير ايوانها همه پراكنده بوديم . بعد از ناهار در يك اتاق كه پيانو بود همه از كنت خواهش كردم كه پيانو بزند . زد محفوظ شديم . بعد از آن من رفتم بالاخانه مشغول خواندن كاغذهائى كه از تهران آمده شدم و هم قدرى روزنامه نوشتم و در اتاق جناب اميربهادر جنگ رفته چاى صرف كردم . تقريبا باز به اتاق خودم آمدم پائين . به حضور رفتم . نزديك غروب با رفقا [ بعد ] از آنكه در باغ خيلى گشت كرده بوديم ، به شام رفته بعد از شام در سالن امروزى حضرت صدراعظم و سايرين جمع شده بعضى زن و مردهاى فرنگى مسافر غريبه هم آمدند .
كنت خيلى پيانو زد . روى ما را سفيد كرد . بعد با ميرزا اسمعيل خان رفتم بالا قدرى صحبت كرده بعد از صرف يك دو سيگار او رفت منزل خودش كه در هتل ديگر است و كنت هم آمد . خوابيديم .
كنت ركسويل - روز يكشنبه سيم ( 3 ) : صبح زود اعليحضرت شاه كه پس از شرب آب مشى مىفرمايند ، احضارم فرمود . تقريبا دو ساعت همقدم بوديم .
سر سفرهء ناهار حضرت صدر اعظم امر فرمودند كه چون امروز حاكم ( اپىنال ) كه شهر كوچكى است در هشت فرسنگى كنت ركسويل موكب شاهى را به اسبدوانى دعوت كرده و خود اعليحضرت شاه ميل به رفتن ندارند . بايد نواب موثق الدوله و جناب مهندس الممالك و فقير و تقريبا شش نفر از همراهان ركاب به اپىنال رفته عذر همايونى را تبليغ كنيم . بعد از [ ناهار ] رفتيم به گار راهآهن و
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص١٩٦