بود و از تهران آمده بود ، آمدند . كاغذ آورده بودند . خيلى خوشحالم كرد . كاغذها را در بين راه اتيل و آنجا خواندم و از سلامتى همه تشكر كردم . اتيل يك دهى است نيم فرسنگى كنت ركسويل . خيلى از كنت ركسويل آبادتر و معمورتر و باصفاتر . چون كنت ركسويل تقريبا در گودى واقع است و منظر ندارد و اتيل به عكس اينست . فوقالعاده از صفاى آنجا خوشوقت شدم . نمىدانم اثر كاغذهاى تهران بود يا خوبى آنجا . در هرصورت خيلى خوش بوديم . شكرت يا مولا . بعد از گشت در دكانها و تماشاها در قهوهخانهء آنجا كه نقطهء بسياربسيار خوشمنظرى است ، نشسته چاى به ياد احباب دورافتاده خورديم . به كنت ركسويل مراجعت كرديم . و با اعليحضرت شاه مشغول قدم زدن در باغ شديم . نزديك غروب به تماشاى ( سيمنگتراف ) مشغول بوديم . بعد از غروب آفتاب از تياتر بيرون آمدند . به اتفاق حضرت صدر اعظم و سايرين مثل هر شب به شام رفتم و بعد از شام بلافاصله بالا رفتيم و خوابيديم . چون كنت نيست از هاشم خان خواهش كردم كه در اتاق من بخوابد . جناب ناصر الملك هم از پاريس مراجعت كردند .
كنت ركسويل - دوشنبه يازدهم ( 11 ) : صبح در اتاق به حضور اعليحضرت شاه رسيده مراجعت به اتاق كردم و ناهار هم همان بالا با نواب موثق الدوله و جناب اميربهادر جنگ خورده همه روز را مشغول نوشتن جواب كاغذهاى تهران بودم . يك ساعت به غروب آفتاب مانده آمديم پائين . تا وقت شام با حضرت صدر اعظم و سايرين راه رفته تفرج كردم . بعد از شام خيلى زود آمدم بالا . باز هم توى اتاق خودم تنها مشغول نوشتن و خواندن بودم تا نصف شب كه خوابيدم .
كنت ركسويل - سهشنبه دوازدهم ( 12 ) : از صبح هيچ پائين نيامدم .
ناهار هم بالا با جناب اميربهادر جنگ خوردم . بعد از ناهار جناب وزير دربار به طلبم بالا آمده باهم رفتيم در سالن كه پيانو دارد . عصر با حضرت صدر اعظم به محلّ تيراندازى كه در همان باغ است و بعضى چيزهاى كوچك را از قبيل عروسك و چپقهاى گچى آويزان كرده با تفنگهاى كوچك بىباروت مىزنند ، رفتم . سه ساعت بعد از ظهر در معيت همايون و ساير همراهان رفتيم به تماشاى اسببازى سوارهاى فرانسه كه مخصوصا دعوت كرده بودند . بىتماشا نبود . نيم
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص٢٠١