پيانو هست . كنت پيانو زد . بعد آمدم منزل . ناصر خاقان آمد صحبت كرديم . او رفت و من خوابيدم .
كنت ركسويل - روز جمعه هشتم ( 8 ) : امروز خيلى كمتر از همه روز راه رفتم . ناهار در سفرهخانه صرف شد . سر ناهار تلگرافى از ميرزا احمد خان از تهران رسيد كه ناصر قليخان را براى تحصيل به فرنگستان بفرستند . چون وضع تحصيل فرنگستان را ديده بودم . جواب زدم كه اعليحضرت شاه مرخص نفرمودند .
بعد از ناهار اعليحضرت شاه و حضرت صدر اعظم و تقريبا بيستپنج نفر از همراهان رفتند به اپىنال براى تفرّج . نواب موثق الدوله و من و آن كسان كه آن روز رفته بوديم ، نرفتيم . پيش از عصر مثل ديروز ياران جمع شدند . ساعتى در اتاق من خوش بودند . عصر رفتيم قدرى باز هم از دكانها خردهريز خريديم .
سوقاتىهاى تهران را امروز بستيم . بعد از غروب با نواب موثق الدوله رفتيم شام خورديم . بعد از شام قدرى در تالارى كه جنوب تياتر است و قمار مىكنند تماشا رفته ، رفتيم بالا . اعليحضرت شاه شام را در منزل حاكم اپىنال مثل همان روز كه ماها رفته بوديم ، صرف فرموده بود . آخر شب ناصرخاقان آمد . بعد خوابيديم .
كنت ركسويل - روز شنبه نهم ( 9 ) : از صبح تا ناهار مثل هر روز گذشت . ناهار هم در مكان همه روزه صرف شد . از اعليحضرت شاه اذن خواستم كه كنت سه روزه به ايتاليا رفته ، از اقوامش ديدن كند . مرخص فرمودند و هم به كنت هزار فرانك مرحمت شد كه خرجى راهش باشد . نزديك غروب آفتاب با اعليحضرت شاه پس از گشت در باغ به اتاق بزرگ پهلوى تياتر رفتيم . يك زنى را از روى نت آواز ماهور و تصنيف ( مژده بلبل دهيد ) ياد داده بودند خواند . خودش چندان خوشگل نبود ولى بهقدرى خوب خواند كه تمام ماها واله شديم . شب را هم بعد از شام با معيت همايونى به تياتر رفته بعد از تياتر رفتيم منزل . آخر شب جناب اميربهادر جنگ و نواب موثق الدوله و ناصرخاقان آمدند و رفتند و خوابيديم .
كنت ركسويل - روز يكشنبه دهم ( 10 ) : صبح كنت وداع كرده رفت به ايتاليا . براى ناهار پائين رفتم . بعد از ناهار جناب اميربهادر جنگ ، نواب موثق الدوله و فقير را به تفرّج ( اتيل ) دعوت كرده بود . كالسكه حاضر كردند .
رفتيم . پيش از رفتن جناب سردار مكرم و يك نفر مهندس روسى كه از آشنايان
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص٢٠٠