تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بلند معرفى مىكنند . مثلا اگر كسى شب اتفاقا شيشه اتاقش شكسته باشد . اعم از آنكه خانه شخصى يا كرايه‌اى يا هتل باشد ، تا صاحبخانه و آقا از خواب بيدار بشود ، نوكر شيشه را انداخته است و ميوه‌جات و غيره را هم به همان‌جاها كه معامله دارند مىبرند . بعد كوچه را جاروب مىكشند و زبيلش را كه فقط در كالسكه‌رو خيابان پهين اسبهاى درشكه و در پياده‌روها كاغذهاى كوچك اعلان چيزهاى فروشى است كه چاپ كرده عصرها مثل برگ خزان در درشكه‌ها و معابر و زير پاى مردم مىريزند . كپّه‌كپّه جدا كرده حاضر مىكنند و گارىهاى مخصوص اين كار كاغذهايش را دوباره به كاغذگرخانه مىبرند ( و شايد عصر دوباره آن كاغذ حامل مطلب ديگر شده خودى به روى ميز جنابعالى بيندازد ) پهين‌ها را هم مىبرند ، هزار بلاى ديگر سرش مىآورند . بعد اجزاى مخصوص آب پاشيدن كه كفش چوبى به پا دارند ، لوله‌هاى خيلى بلند ( كملاستيك ) كه هر دو ذرع مفصلش را پيچ و مهره گذارده‌اند و عراده‌هاى كوچك زيرش دارد مىآورند و در كنار پياده‌روهاى تمام خيابانها و كوچه‌ها در زمين ظرفهاى كوچك چدنى كه قفل دارد كار گذارده‌اند . در آنها را باز كرده لوله را متصل مىكنند ، و آنقدر مىپاشند كه آب در معبر جارى شده مثل نهر در سوراخهاى بغل سنگ پياده‌رو فرو رفته به مجراى بزرگ زير خيابان ( كه شرحش در جاى خود عرض خواهد شد ) داخل شده در بيرون شهر جزو رودخانهء سن مىشود . بعد لوله‌ها را باز كرده در آن كاسه‌هاى چدنى را مثل اول بسته مىروند و چون تمام خيابانها و كوچه‌ها وسطش كه كالسكه‌رو باشد تخته يا كوچك است كه منظما تراشيده و كار كرده‌اند و پياده‌رو يك‌جور سنگ مصنوعى يك‌پارچه است ، گل نمىشود . و اين همه كارها از اول طلوع آفتاب تا چهار ساعت به ظهر مانده كه اول بيدار شدن و عبور و مرور مردم است تمام مىشود . بعد از ظهر هم يك‌دفعه مثل صبح آب مىپاشند و هم اول غروب آفتاب كه بعد از شام و مردم دوباره به حركت مىآيند . در كنار پياده‌رو خيابانها و كوچه‌ها بعضى برجهاى كوچك خيلى خوش‌نما ساخته‌اند كه بيرونش براى اعلانهاى بزرگ نقاشى شده چسباندن است و درونش براى ادرار كردن است . من خود محتاج نشدم . كنت كه رفته بود ، مىگفت جاهاى مخصوص دارد كه ايستاده بايد ادرار كرد . در يك‌طرف مثلث گودى كه به بلندى
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 189 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى