تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
دكانى رفته باز هم مدل نقاشى خريديم . خوش خوشك به منزل مراجعت كرده شام خورديم . بعد از شام كنت يك‌ساعتى روزنامه خواند رفت خوابيد . باز من تنهاى غريب درب اتاق را باز كرده قريب نيم‌ساعت به ياد دورافتادگان تهران قد و بالاى چراغان شدهء برج ايفل را تماشا كرده خوابيدم . پاريس - روز چهارشنبه بيست و نهم ( 29 ) : صبح شارژده‌فر آمد تلگرافى از اعليحضرت شاه آورد كه به كنت ركسويل احضارم فرموده بود . به علتى از اطاعت فورى معذور بودم . بعد از رفتن شارژده‌فر با كنت از صفا و هواى بادبلن تعريف كردم . از نديدنش غمناك شد . خوش كرديم كه ناهار را آنجا بخوريم . نزديك ظهر درشكه نشسته تا بيرون شهر پاريس سواره بعد پياده رفتيم . جاى خيلى تماشائيست . ناهار در يكى از رسترانها كه يكى از يكى بهتر است خورديم . سر ناهار پيشخدمت گيلاس بزرگ براى آبخورى آورده از طرف دست راستم خواست بگذارد به روى ميز . ته گيلاس به سطح ميز رسيده يا نرسيده يك مگس كه تا آن روز هم گويا در پاريس هم نديده بودم از هوا آمد به لب گيلاس نشست و بلند شد . پيشخدمت آن گيلاس را كه هنوز درست به جايش نگذارده بود برداشت برد و يكى ديگر آورد . از بس منتظر نبوديم ، به كنت گفتم بپرس چرا عوض كرد . كنت پرسيد . با يك خوشروئى و اظهار مهربانى و فروتنى فوق‌العاده‌اى گفت مگر ملتفت نشديد كه مگس به لب گيلاس نشست . چون كثيف بود عوض كردم . بعد از خيلى تعجب از حركت اين پدرسوختهء فرنگى كون‌نشسته يادم آمد كارهاى تمام پيشخدمتهاى مسلمان تهران كه از شدت تكرار تعجّب ندارد و آقاهاشان خيال مىكنند كه رسم زندگى همين است و جز اين نيست . بعد از ناهار پياده در توى خيابانها و جنگلهاى كوچك و چمنهاى كنار آبگيرها راه مىرفتيم و تماشاى وضع آب‌پاشى سبزه‌ها را مىكرديم . آنقدر كه خسته شديم . يك نقّاش خودش و زنش و يك دختر كوچكش كه معلوم بود ناهار فقيريشان را توى كاغذ روزنامه پيچيده آورده بودند . زير يك درخت توى چمن نشسته و اسباب نقاشى خيلى مختصرى پهن كرده مشغول كشيدن دورنماى پل چوبى كه از جزيره‌اى به جزيره‌اى بسته بودند ، بود . اذن خواستيم پهلويش نشسته تماشاى كارش را و صحبت كرديم . همين‌قدر كه سلام‌عليك كرديم مشغول به
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 186 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى