تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
زنهاى بدكاره . حسن آنجا آنست كه اگر شخص بخواهد سائل را رد نكند به يك قران ، يا كمتر قانعند و اگر اينجا بخواهند سؤال را رد نكنند بايد دويست فرانك يا بيشتر بدهد . خيلى وضع ناپسندى دارند و يقين است آخرش خودشان به ركاكت اين كار برخورده موقوف خواهند كرد . از آنجا بيرون آمده مسيو جن به منزل خودش و ما به منزل خودمان آمده خوابيديم . پاريس - روز شنبه بيست و پنجم ( 25 ) : صبح دكتر ترياكيان كه از تهران بچه‌هاى خودش را براى تحصيل آورده به سويس گذارده خودش به پاريس آمده است ، پيشم آمد . خيلى صحبت كرديم . يك ارمنى تبعهء ايران هم آمد كه زحمتها كشيده مثل قديم كاشىپزى ياد گرفته و رنگهاى قديم را پيدا كرده و حالا كه به پاريس آمده است ، در نمايشگاه ايران راهش نمىدهند . خيلى گريه كرد . دلم سوخت . گفتم كه خودش به كنت ركسويل بيايد تا عرضش را به حضرت صدراعظم برسانم و رفع تظلمش بشود . بعد پسر كتابچى خان آمد كه صندوق كتاب را كه از تهران براى اكسپزيسيون آورده بودم ، ببرد . بعد شارژده‌فر آمد و رفت . قريب به ظهر جناب اميربهادر جنگ آمد . رفتيم پائين در سفره‌خانه . ناهار كله‌پاچهء گوساله كه ديروز گفته بوديم خورديم . عصر رفتم منزل جنرال كتابچى خان كه بعضى لباسهاى زنانه كه براى تهران مىخواهم به زن او بگويم سفارش كند . از آنجا با پسر كتابچى خان رفتيم به دو سه دكان عينك خريديم . بعد آمدم منزل . با كنت رفتيم منزل اميربهادر جنگ كه به شام و تماشاى تياتر مهمان ايشان بوديم . شارژده‌فر هم بود . بعد از شام رفتيم به تياتر ( اپرا كميك ) كه ده سال پيشتر در حين بازى آتش گرفته و چهارصد نفر سوخته بودند و تازه تعميرش كرده‌اند . خيلى تياتر مجلل باعظمتى است . شش مرتبه است . يعنى در شش مرتبه تماشاچى مىنشيند . به ديوارها مجسمه‌سازيهاى خوب كرده بودند . سقفش هم نقاشى خيلى خوب بود . حكايت يكى از پريها را كه يك رب‌النوعى در يك جزيره حبس كرده بود و آن پرى با ساير پريان در آن جزيره مشغول عبادت بودند ، نمايش دادند . خيلى خوب بطورى كه اگر تماشا كننده حواسش در لژهاى اطراف نباشد . واقعا روحش حاضر مىشود و حال مىكند . تياتر تمام نشده برخاستيم رفتيم به ( كاباره ن‌آ ) يعنى جائى كه مردن را