به ديوار است تمام مثل صندليها چوب سفيد و سنگ مرمر و بعضى ستونهاى خيلى نازك از سنگ مرمر بدون آنكه بار سنگينى رويش باشد ، براى زينت در اين اتاق به كار رفته و بعضى جاهاى ديوار اين اتاق از سطح اتاق تا سقف آئينهء يكپارچه است كه شخص خيال مىكند يك اتاق ديگر هم آنجاست . اگر ديده باشى رنگ و هواى اين اتاق مثل رنگ بعضى خوابهاى خوب است كه شخص مىبيند . بهتر از همه اين است كه اين اتاق به اين قشنگى و منظمى و دلپسندى هيچ روزن و روشنى از بيرون ندارد و شب و روز از در و ديوارش چراغبرق به شكل گلهاى خوب بيرون آمده و روشن است در محفظههاى ابرى . هرچه مىخواهم درست از عهدهء تعريف اين اتاق برآيم ، ممكن نمىبينم . انشاء اللّه ببينى و آنوقت بگوئى كه آنچه گفتى يكى از هزار و اندكى از بسيارش هم نبود . بعد از نيمساعتى توقف در آن اتاق رفتيم بالا . درشكه خواستيم كه برويم گردش و تماشا . حاضر شد . با مصطفى خان بيچاره كه در اين مدت برج ايفل را نديده بود ، سهنفرى در درشكه نشسته رفتيم . مقدارى به برج مانده پياده شده بليت خريده داخل مردم شديم .
اللّه اكبر كه چه ازدحام و جمعيتى بود . بناى برج ايفل از غايت اشتهار و معروفى از معرفى بنده مستغنى است . خيلى مختصر عرض مىكنم كه صد ذرع مربع زمين در زير چهار پايهء اين برج است . از هر پايه تا پايهء ديگرش صد ذرع است و ارتفاع طاقش هم از سطح زمين صد ذرع است . دهنهء طاقش به شكل دايرهاى است كه يك ثلثش به زمين فرو رفته باشد . بلندى اين بناى عظيم كه تقريبا اگر بشود پاريس را از زمين بلند كنند به منزلهء دستهء پاريس است ، سيصد ذرع است . از زمين تا مرتبهء اول كه در آنجا مهمانخانهها و موزيكها و دكانها است و پنجاه ذرع در پنجاه ذرع است صد ذرع . از آنجا تا مرتبهء دوم كه تقريبا سى ذرع در سى ذرع است پنجاه ذرع . از آنجا تا كلهء برج صد و پنجاه ذرع است . رفتيم در فضاى زير برج تماشاى آهنكارى و آسانسور و پلههاى آن را كرديم . واقعا از بناهاى عجيب دنيا است و عقل حيران مىماند كه انسان چطور دماغش گنجايش اين همه فكر را دارد كه حاصل آن فكر و علم را اينطور بروز بدهد . من كه اعتقادم اين است كه شخص هرچه در اين چيزها تأمّل كند و بيشتر اينجاها را ببيند ديدش كاملتر مىشود كه عقل و علم را چه دو گوهر گرانبهائى خلقت فرموده . تا ده پانزده ذرع با
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص١٦١