عرض در شش ذرع پاك صاف مصفّا يك پارچه و خيابانهاى با تخته فرش شده و مردم زياد ديده بودم ، مبهوت شده فراموش كرده بودم كه بپرسم در اين اتاق به اين كوچكى چرا بايد نشست . به محض آنكه روى آن نيمكت نشستيم و آن پيشخدمت آمد تو و درب را محكم بست به يك پستانكى كه مثل زنگ اخبار به ديوار آن اتاق بود دست گذارده فشرد . من احساس كردم كه ثقل بدنم در كار است سبك مىشود و مثل آنكه اثر جذبيه از نقطهء جاذبهء كره گرفته شده باشد و سنگينى تمام اجساد مبدل به سبكى شده باشد . خيلىخيلى حالت تماشائى قشنگى است . اگرچه چيزى نمىگفتم . شازدهفر حالت بهت مرا ملتفت شده گفت چون اين هتل هفت مرتبه است و براى شما در مرتبهء پنجم منزل گرفتهايم و با پله پيمودن اين راه خيلى زحمت دارد و اينكه درش نشستهايم ( آسانسر ) است .
اين يك كلمه حرف كه تمام شد من ديدم سنگينى جسم من بهجاى خود آمد .
معلوم شد آسانسر ايستاد . پيشخدمت زود درب را باز كرده بيرون جست . ما هم بيرون رفتيم . دالان مختصر طى كرده به اتاق خودمان رسيديم . يك سالن و دو اتاق خواب داريم . چقدر خوب و مزين و راحت و خوشمنظر . شازدهفر سه اتاق ما را به ما معرفى كرد ، در سالن نشستيم . سيگارى صرف كرديم . مىگفت چون ديگر در پاريس جا نيست و تمام هتلها پر است و اين هتل خيلى باشأن و نزديك به اكسپزيسيون است ، اين سه اتاق را با هزار معركه به روزى صد و بيست فرانك كرايه كردم كه تقريبا روز [ ى ] بيست و پنج تومان پول ايران مىشود . من ياد خانهها [ ى ] شهر تهران كه هفت هشت اتاق و حوض و باغچه و آبانبارى و حمام سرخانه دارد و ماهى پانزده تومان كرايه مىكنند ، افتادم . بنگ از سرم پريد .
صدايم درنيامد ولى به قول ميرزا احمد خان كه مىگويد اگرچه صد من كاشتيم نود من برداشتيم اما گندمش گندم بود . اگرچه خيلى گران است . بهقدرى اين اتاقها مبلش خوب و قشنگ است كه مسافر راضى مىشود تمام دارائى كه در ولايتش دارد كمكم كرايهء اينجور خانهها بدهد . تختهاى خوابش مطلّا و ميزهايش سنگ مطلّا و موزاييك برنجى و چراغ وسط و ديواركوب و روى بخارى و بالاى سر تخت خواب تمامش برق و روى نيمكت و صندليهايش ( گوبْلن ) و منظر سالنش سيصد ذرع قد و بالاى مردانهء برج ايفل كه از سطح
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
ص١٥٨