تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
مىكنند ، سر و ريش را تر كرده مشغول بريدن و زخم كردن سر و ريش مىشوند . ) در حين كار چهار پنج شيشه عطر و صابون و مسفاك « 1 » به نواب موثق الدوله و همين‌طور به من و همين‌طور به كنت بست . خلاصه بعد از اتمام كار صد فرانك پول تقديم كرده از دكّان درآمديم . ولى مثل دستهء گل از آنجا رفتيم به حمام . خيلى تميز و پاكيزه ولى به تجمل حمام ورشاوى نبود . از دالان ممتدى كه رد شديم بليت و نمره خريده داخل اتاق كوچكى شديم كه يك نيمكت داشت . رخت كنده داخل اتاق كوچكتر از آن شديم . دو شير بزرگ به ديوار داشت . زيرش كشكول آهنى بزرگ به اندازه‌اى كه يك نفر راحت در او بنشيند . هواى اتاق هيچ گرم نبود . فقط داراى حرارتى بود كه از آفتاب از پشت شيشه گرفته بود . از حمام تا به چشمه دالان مسقف عريض مرتفعى است كه دو طرف و سقفش شيشه و زمينش سنگ و طولش تقريبا پنجاه ذرعست و هركس كه تازه وارد كنت ركسويل مىشود براى معالجه اسمش را در صفحه‌اى نوشته و در قاب شيشه‌اى گذارده در طاقچهء اين دالان مىگذارند كه هركس هروقت بخواهد بداند كى وارد شده و كى خارج شده بدون اينكه از كسى بپرسد ، آن صفحه‌ها را خوانده بداند . اسم اعليحضرت شاه و تمام همراهان را كه ديشب وارد شده بوديم ، در صفحهء خيلى مزينى كنت خواند و به ما نشان داد . تقريبا اين قابهاى اسامى خودش يك زينت قشنگى است براى اين دالان . اين دالان متصل مىشود به اتاق بزرگ هشت گوشى به ارتفاع بيست ذرع . تمام اطراف و سقفش آهن و شيشه است . چشمه‌اى در وسط اين اتاق واقع است . در حوضى كه از سنگ سرخ و لكه‌لكه سفيد است ، وسط حوض پايه‌اى درست كرده‌اند از چهار طرف پايه نزديك به زمين چهار لولهء برنجى است كه آب از آنها در حوض مىريزد و حوضش هم چندان بزرگ نيست . از توى پاشويه يك بچه‌اى مىتواند گيلاسش را از لوله آب كرده بخورد . چند نفر زن با لباس سادهء خيلى تميز جلو دامنشان پارچه‌هاى سفيد بسته آنجا ايستاده‌اند كه به هركس كه بخواهد با كمال خوشروئى و معذرت مفت آب بدهند . در دست‌اندازهاى دور اين اتاق گيلاسهاى آبخورى خيلى تميز هست
هامش
( 1 ) - كذا به‌جاى مسواك - مسواك : مأخوذ از تازى . ابزارى كه بدان دندانها را پاك كنند ( فرهنگ نفيسى ) .