تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
فقيرند . اميدوارم از همسايگى فقير رنجشى نبينند . تختخواب بسيار خوب بزرگى داشتم در كمال راحتى خوابيدم . تختخواب كنت هم گوشهء همين اتاق است . يك اتاق كوچك دست و روشوئى هم داريم .

در كنت ركسويل « 1 » -

روز پنجشنبه شانزدهم ( 16 ) : صبح با نواب موثق الدوله و كنت براى اصلاح و حمام رفتيم پائين دكّان دلاكى . خود كنت ركسويل جاى بزرگ پرجمعيتى نيست . فقط يك ده كوچكى است مثل ( عسك « 2 » و لاريجان ) ما ، در مازندران ايران كه مردم براى استعلاج و خوردن آب معدنى به آنجا مىروند . جمعيت دائمش شايد هزار نفر هم نباشد ولى الان گويا براى معالجه و هم براى تماشاى معالجه‌كنندگان كه آن هم نوعى از معالجه است ، شش هفت‌هزار نفر اينجا باشند . چند هتل دارد . يكيش اين است كه تمامش را براى اعليحضرت شاه و نوكرهاى همراهشان اجاره كرده بودند . البتّه خيلى گران اجاره كرده‌اند ( جائى كه خانهء حاجى محمّد جعفر آبادى كه يك اتاق سه دره و يك مطبخ و يك مبال و يك باغچهء كوچك دارد در جعفرآباد سى تومان كرايه‌اش باشد ، البتّه اين هتل كه چهار مرتبه به روى هم ساخته شده و صد و پنجاه اتاق كوچك و بزرگ دارد و راه‌پلّه‌هاى خيلى قشنگ دارد و تمام اسبابش در نهايت تميزى و خوبى و امتياز و نوى است را سى و پنج الى چهل تومان بايد كرايه كرده باشند . ) با سركار موثق الدوله و كنت وارد دكّان دلّاكى شديم كه چندان فاصله‌اى با هتل ندارد . خيلى منظم و پاكيزه بود . اسبابهاى خوب داشت . يك طرف دكانش يك آئينه‌اى بود شش ذرع در سه ذرع كه اوّل ورود من گمان كردم آن‌طرف دكّان هم منظرش باغ ديگر است . هركدام به روى صندلى مخصوص نشسته ، شخص مخصوص براى خدمتمان حاضر شد . ( يادم آمد سرتراشهاى دهات ييلاقى خودمان كه در معابر توى آفتاب روى زمين بيچاره را مىنشانند و يك لنگ كه از چركى رنگش پيدا نيست به گردنش مىبندند و با آن قمقمه‌هاى كوچك حلبى كه به كمربندشان آويخته‌اند و هر چهار پنج روز يك مرتبه آبش را عوض
هامش
( 1 ) - در سفرنامهء مظفر الدين شاه همه‌جا نام شهر را سرهم « كنتركسويل » آورده است . ( 2 ) - فعلا اين آب گرم را « اسك » مىنويسند .
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 152 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى