تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
پوشيده به دربار رفتيم . اعليحضرت شاه در باغ تفرج مىكردند عكاسى آمده از اعليحضرت شاه و بعضى حضار حضور عكسها انداخت . مقارن غروب تمام همراهان حاضر شده دوتا دوتا در درشكه‌هاى روباز نشسته به تياتر رفتيم . عجب اوضاعى است . جمعيت و تماشاچىها با نهايت زيادى و كمال تنگى جا از پياده‌رو خيابان پيشتر نايستاده بودند . سطح تمام خيابان باز بود . مگر پليس كه هرچند قدمى ايستاده بود . چون دور چرخ كالسكه‌ها كه لاستيك دارد ، هيچ صدائى شنيده نمىشد . مگر كوبش سم اسبها به روى تختهء تر آب‌پاشى كرده ، مثل چند تا ساعت كه در يك اتاق كوچك باشد و هرچند دقيقه صداى آنها جفت بشود ، شنيده مىشد . خيلى قشنگ و باشكوه دم درب تياتر پياده شديم . تياتر اينجا نسبت به تياتر تفليس مثل تياتر تهران نسبت به تياتر تفليس است . ديگر چه دردسر بدهم . مملو بود از صاحب‌منصبان با لباس رسمى و خانمها با بدنهاى تا كمر باز و رختهاى الوان و جواهر زياد . هرچند نفر در يك لژ مخصوص نشستيم . كنت را از خودم جدا نكردم . و حال آنكه نبايد در آن اتاقى كه من بودم ، باشد . سه چهار پرده نمودار شد . همه رقص به‌طور هر مملكت و ملتى . ولى چه رقص چه عرض كنم . بعد از تياتر به همان ترتيب همه آمديم منزلهامان خوابيديم . در ورشاوى - روز شنبه يازدهم ( 11 ) : هنوز درست رخت نپوشيده بودم ، نواب محمد شفيع ميرزا نوادهء بهمن ميرزا كه تبعهء روس و در يكى از افواج روس صاحب‌منصب است و لباسش هم به كلّى روسى است و ديروز به توسط كاغذ نواب احتشام الملك كه در تهران است ، خودش خودش را معرفى كرده بود ، آمد كه برويم با هم عكس بيندازيم . رخت پوشيده رفتيم . سه چهار جور عكس انداخته آمديم منزل . دست و رو شسته به ناهار دربار حاضر شديم . بعد از ناهار اعليحضرت شاه يك عكس خودشان را كه فقير هم در آن عكس نمودار بودم دستخط فرموده التفات كردند كه به تهران براى حضرت عليه ملكهء ايران بفرستم . فرستادم . عصر با رفقا و احباب به دربار حاضر شديم . امشب هم اعليحضرت شاه و همراهان به تياتر دعوت دارند . ولى بى لباس رسمى . نيم‌ساعت به غروب آفتاب مانده به ترتيب ديروز رفتيم . فوق‌العاده خوب تياترى بود . چهار پرده رقص و آواز بود . دو پرده بازى . از ( اركست ) كه با
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 141 | على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله / محمد اسماعيل رضوانى