صف كشيده بودند و جمعيّت شهر پشت آن صفها و در ايوانهاى عمارات غوغاى غريبى داشتند . صداى هورا ديگر مرا جر آورده بود . به قول كنت ( نرو ) « 1 » شده بودم .
دو سه جا طاق نصرت بسته و با نام نامى اعليحضرت شاه و پردهء بيرقهاى شير و خورشيد مزين كرده بودند . درب عمارت فرمانفرما اعليحضرت شاه پياده شده با نمايش زياد از پلّههاى عمارت بالا رفتيم . در اتاق بزرگ ، اميرال مهماندار قريب صد نفر را معرفى كرد . جناب شيخ الاسلام خطابهء غرّائى كه گويا يك ورق مىشد به زبان فارسى صحيح عرضه داشت و همه را اعليحضرت شاه ايستاده گوش كردند . رفتيم در اتاق كوچكتر براى قدرى راحت كردن و بعد به ناهار حاضر شدن . جز حضرت صدر اعظم و خورده اجزاى خدمت مثل آبدار و قهوهچى كه در اين عمارت منزل ندارد ، باقى همه را در هتل اريان منزل دادند . با كنت رو به هتل مىرفتيم . جناب ميرزا كريمخان فيروزكوهى سردار مكرم وزير قورخانه را ديدم كه از بادكوبه الآن مىرسيدند . بهقدرى خوشحال شدم كه چه عرض كنم .
بخصوص وقتى كه گفت هاشم خان سرتيپ را كه از اخوان است همراه آورده است . ايشان رفتند خدمت حضرت صدراعظم . ما هم به هتل آمده دست و روئى شسته براى ناهار رفتيم در عمارت فرمانفرما در اتاق بسيار بزرگ خوبى كه بهطرز ايرانى گچبرى و كمى آئينهكارى و نجّارى درب و پنجرهاش هم مثل قديم ايران شيشههاى الوان كوچك بود . سفره و ميز ناهار حاضر بود . صرف شده بعد از ناهار به هتل مراجعت كرديم .
بعد از يكساعت با نواب موثق الدوله كه مهمانش كرده بودم ، رفتيم به حمام آب گرم معدنى . حضرت صدر اعظم و جناب وزير دربار و غالب ملتزمين هم به همين حمام آمده بودند . هر دو نفر ، يك نفر ، در يك نمره . عصر از حمام بيرون آمده به حضور اعليحضرت شاه رفتيم . در ايوان آن عمارت دو سه فوج عرضه دادند . خيلى تماشا داشت . تمام اهل تفليس امروز در همين خيابان جلو عمارت هستند . كثرت فوقالعادهاى است . بعد از آن در اتاق قزاقها خواندند و رقصيدند .
در اتاق ديگر پانزده نفر با هم مثل موزيك سازشان ، يكطور ساز ملتى روسها است . از كوچكى سهتار ايرانى تا بزرگى ويالنسل . دو زه دارد و يك سيم سفيد .
هامش
( 1 ) -Nerveuxكلمهاى است فرانسوى يعنى عصبى .