تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
صدراعظم و جناب وزير دربار را هم در كالسكهء خودشان احضار فرمودند . ( در فرنگستان مثل ايران نيست . ممكن است يك سرتيپ را هم امپراطور با خودش در كالسكه بنشاند . بلكه سلاطين كمتر تنها مىنشينند و بد رسمى هم نيست ) خيلى دور پيشاپيش كالسكهء شاهى دو سوار دو بيرق سرخ مىدوانيدند . عقب كالسكهء شاهى هم يك دسته قزاق بود و در بين هر كالسكه دو نفر قزاق مىتاختند . راه را كه سيل بعضى جاهايش را خراب كرده بود ، ساخته‌اند و بعضى جاها كه گل زياد بود ، خط راه را تغيير داده بودند . هر آبادى كه نزديك راه بود ، مردمش براى تماشا آمده بودند . مثل آنكه روسها ( هورا ) مىكشند چون مسلمان بودند يا على ( ع ) مىگفتند . ( شنيدم كه اعليحضرت شاه خيلى از اين صدا و لفظ مبارك خرسند شده با هر دسته‌اى با دست تعارف مىكرد . ) رسيديم به چاپارخانهء اليجه‌چاى . تمام ديوارهاى جنبين راه و خود چاپارخانه را با قاليها [ ى ] رنگارنگ و بعضى فرشهاى ديگر مستور كرده بودند و در كنار جاده اسبهاى كالسكه را كه بايد عوض بشوند ، چهارتا چهارتا به‌طورى مرتّب نگاه داشته بودند كه وقتى كه كالسكهء شاهى ايستاد هر كالسكه‌اى در برابر چهار اسب ايستاد . پس از ده دقيقه تمام كالسكه‌ها و اسبشان عوض شده و به حركت آمدند . مردم اين ده كه شايد پانصد نفر بودند همه درب چاپارخانه جمع شده فوق‌العاده از ورود شاهى اظهار مسرت مىكردند ، يا على مىكشيدند و صلوات تقديم مىكردند . رودخانهء اليجه‌چاى را از بالا منشعب كرده بودند كه عمق آبش با آنكه باران خيلى هم زيادش كرده بود ، خيلى كمتر از آنوقت بود كه ما عبور كرده بوديم . رعاياى مسلمان بهانه به دستشان آمده كالسكهء اعليحضرت شاه را به روى دست بلند كرده از آب رودخانه عبور دادند . رسيديم به نخجوان ، رودخانهء نخجوان‌چاى را هم متفرق كرده بودند . راحت رد شديم . مردم نخجوان و دهات اطرافش در آن‌طرف رودخانه جمعيت غريبى كرده بودند و متصل فرياد مىكردند . غوغاى عظيمى برپا بود . از زن و مرد و شاگردان مدارس شايد ده‌هزار نفر بودند . با كمال تجمل و موزيك و احترام وارد مهمانخانه كه براى ناهار خوردن مهيّا كرده بودند ، شديم . طاق نصرت قشنگى جلو مهمانخانه درست كرده بودند با علامت و بيرقهاى شير و خورشيد . شعرى هم به خط خيلى جلى بالاى طاق نصرت نوشته بودند . حضرت صدر اعظم به من گفت شعر را يادداشت