رفتيم به چاپارخانه براى اسب و قزاق عوض كردن . بهقدر ربع ساعت معطل شده رانديم . خانههاى رعيتى اينجا خيلى بيرون و درونش تميز است و بامهايش غالبا مثل گيلانات شيروانى سفالپوش است . از اينجا كه اول درّهء دليجان است ، شروع مىشود به جنگل و همهجا راه بسيار خوب شسه « 1 » در كمال راحتى از كنار رودخانه كشيده است . هرچه پيش مىرفتيم لذت چشم از تماشاى آن هوا و صفا و رودخانه و جنگل و سبزه و گلهاى زرد كوچك و راه كه از روزى كه ساخته شده است ، متصل عملهجات كه غالبا ايرانى و مسلمان هستند و آنى از نظارت راه و تعميرش غفلت ندارند ، بيشتر مىشد .
واقعا عبور از اين درّه در همين فصل در صورت قوه و استطاعت از لوازم زندگى است . همهجا حظ كرده راه پيموديم تا رسيديم به چاپارخانهء ( كاروانسرا ) كه از ازونتالان تا آنجا هفده ورست است . براى اسب عوض كردن ايستاده براى چاى خوردن پياده شديم تخممرغ و نان هم خورده روانه شديم . راه كمكم سربالائى مىرود ولى نه بهطورى كه اسبها خسته شوند . بهطورى كه ماها كه توى كالسكه بوديم خوشمان مىآمد . رسيديم به چاپارخانهء ( ترسچاى ) كه از كاروانسرا تا آنجا هيجده ( 18 ) ورست است . اسب عوض كرده راهى شديم تا رسيديم به ( دليجان ) . قبل از وصول به آبادى در پائين درّهء آن جهت رودخانه ، قزاقخانه و سربازخانهء معتبرى ساختهاند با تمام لوازم حتى چوبههاى ژيمناس كه چون اغلب آنجا بارندگى است به روى آن سقف مرتفعى هم زدهاند . آبادى ( دليجان ) كه راه از توى آن عبور مىكند ، تقريبا بهقدر تجريش ييلاق تهران است ، ولى همانقدر كه آنجا كثيف است ، اينجا تميز است . ( واقعا شميرانىها جنسا كثيف و كودن و بىتميزند . مثلا كثافتشان به اندازهاى [ است ] كه ، و حال آنكه در تمام خانهها مبال دارند ، اغلب از ريشسفيدهاشان كنار رودخانه كه آب بسيار صاف خوب غلطان پرصدائى دارد و در فصل ييلاق و تابستان تفرجگاه عمومى است ، تغوّط « 2 »
هامش
( 1 ) - چند سطر قبل « شسته » و اينجا « شسه » كه البته شسه صحيح است( Chuussee )كلمهاى است فرانسوى به معناى راه ساخته شده و صاف و بدون عارضه .
( 2 ) - متن : تقوّد . تغوّط - مأخوذ از تازى - غايط و پليدى - تغوّط كردن : پليدى انداختن ( فرهنگ نفيسى )