تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
محبس نمرهء يك حبس تاريك بود . در اين محبس از هواى تازه و نور آفتاب اثرى نبود و مانند انبارهاى قديمى و زيرزمينهاى سابق تهران تاريك و نمور و متعفن بود و به جنايتكاران اختصاص داشت ، گرچه بعضى از اوقات افرادى را هم براى اخذ اقرار به محبس تاريك مىانداختند . محبس نمرهء 2 زندان سياسى بود . اين زندان محوطه‌اى بود كوچك كه در اطراف آن اطاقكهاى بدون منفذ بنا كرده بودند . هر اتاقك به يك مقصر سياسى اختصاص داشت . عرض آن يك متر و درازاى آن دو متر بيشتر نبود . در ورودى هر اتاقك از آهن يكپارچه بود و وسط هر در به اندازهء كف دست سوراخى تعبيه كرده بودند كه با شيشه مسدود مىشد و از بيرون هم يك پلاك آهنى روى آن قرار داشت . اگر پلاك بالا بود ، به قدر نورى كه از آن روزن به درون مىتابيد ، اتاقك روشن مىشد و در غير اين صورت تاريكى مطلق حكمفرما بود . در حياط نمرهء 2 ، حوض آبى به پهنا و درازاى 3 متر وجود داشت و رشته قنات مشهور به آب شاه پيوسته در آن جريان داشت . اين حوض هر چند دقيقه يك بار توسط زندانيان محبس عمومى خالى مىشد . اتاقكها ده تا بودند و در هر اتاقك يك كوزهء بزرگ آب و يك آبخورى سفالين قرار داشت . در سقف هر اتاقك نيز يك روزن مشبك تعبيه كرده بودند كه در وقت حاجت باز و در غير اين صورت بسته بود و غير از كوزه و آبخورى سفالين يك دست رختخواب با پارچه‌اى تاريك و خفه كه از سوئد ابتياع شده بود در هر اتاقك بود . روزهاى يكشنبه و چهارشنبه روز وقت ملاقات بود . در اين دوروز پشت ديوار زندان ازدحام فوق‌العاده‌اى مىشد و جمعى كثير با پاكتهاى ميوه و دستمالهاى نقل و آجيل و شيرينى در انتظار نوبت به سر مىبردند . وقتى نوبت ملاقات فرامىرسيد آژان پليس مىايستاد و مواظبت مىكرد تا ملاقاتى و زندانى به اصطلاح از قانون ملاقات خارج نشوند . قانون ملاقات را با خطى درشت و خوانا نوشته و روى ديوار زده بودند و به اين قانون « ارد » گفته مىشد . استحمام زندانيان در گرمابه‌اى بيرون زندان انجام مىشد . دولت به هر محبوس سه قران جيره مىداد و شهربانى تهران در ازاى آن روزانه نان و آبگوشت يا شوربا تدارك مىديد . هر سال به زندانى زندان عمومى دو دست لباس رنگ‌كرده مىدادند . خرافات و موهومات در بين زندانيان رواج داشت . تفأل نيز متداول و مرسوم بود . با ديوان حافظ فال مىگرفتند و
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 618 | حسين شهيدى مازندرانى