تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
بيشتر گود مىكردند و اين زمين گود به موازات ديوار به عرض ده متر يا بيشتر بود . آب جارى نهر را به اين گودال جارى مىكردند تا پر شود . اين كار را در فصل زمستان كه يخ‌بندان بود مىنمودند . شب كه هوا سرد مىشد ، آب در اين زمين گود بسته مىشد و كارگرانى نيز بودند كه پيوسته روى آن قشر بسته آب مىپاشيدند كه بيشتر قطور شود . بعد اين قشرهاى بستهء يخ را شكسته و از درى كه در كنار يخچال بود به توى گود يخچال مىريختند و اين عمل را چند شب تكرار مىكردند ، تا گود يخچال از يخ پر شود . آنگاه در يخچال را مىبستند تا فصل تابستان كه گشوده مىشد ، تدريجا طبقات رويى را مصرف مىكردند و با پله خاكى كه در كنار گود بود پايين مىرفتند تا همه محتواى يخچال به مصرف مىرسيد . متأسفانه آبى كه براى اين يخچالها مصرف مىشد همان آب آلوده بود و گرنه يخچال نيز يكى از شاهكارهاى معمارى ايرانى است كه با خرج كم ، مقدار زيادى يخ جهت مصرف مردم شهر آماده مىنمود . الاغ‌داران به يخچال رفته مقدارى يخ در جوالهاى خود بار كرده و در كوچه‌ها و محلات شهر مىگشتند و يخ به منازل مىفروختند . به اين طرز كه با يخ‌شكنى كه همراه داشتند يك قطعه يخ برابر پولى كه مىگرفتند تحويل داده و به راه خود ادامه مىدادند . در تابستان كه هوا بسيار گرم بود و يخ يخچالها تكافوى مصرف شهر را نمىكرد همين الاغدارها از كوههاى اطراف و از يخچالهاى طبيعى ، يخ به شهر مىآوردند و مىفروختند . اين يخ كمتر آلودگى داشت . » « 1 » دكتر پولاك كه در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه در ايران بود درباره يخچالهاى تهران مىنويسد : « وجود يخ در نوشيدنيهاى ايرانيان غير قابل اجتناب است . حتى تهيدست‌ترين فقير شهر نيز نمىتواند به سهولت از يخ چشم بپوشد تا جايى كه در زمستان نيز يخ با هر نوشيدنىاى مصرف مىشود . براى تهيه ، نگاهدارى و ارزانى يخ زحمات زيادى كشيده مىشود و پليس براى قيمت يخ تعرفهء خاصى معلوم مىكند . براى تهيه يخ در شهرها و اطراف آن « يخچال » هايى تعبيه مىشود متشكل از حفره‌هايى موازى هم به اندازهء 5 / 3 تا 55 متر مربع كه از سه طرف با ديوارهاى چينه‌اى بلند محصور است ، در حالى كه تنها بر چهارم آن كه به طرف شمال قرار دارد باز است . به صورتى كه شعاع آفتاب در آن نمىافتد . در زمستان اين حفره‌ها را با آب پر مىكنند
هامش
( 1 ) - تهران ، در گذشتهء نزديك از زمان ، شامل گفتارهايى سودمند ، حسين جودت ، 1356 ، ص 33 - 34 .