زندانهاى تهران پس از مشروطيت
مىدانيم كه تا پيش از مشروطه ، زندان دولتى در بخش جنوبى ارگ تهران قرار داشت و انبار خوانده مىشد . جاى اين زندان را بعدها بانك ملى ايران در روبهروى سبزهميدان بازار گرفت .
پس از استبداد صغير ، در روزگار يفرم ، مقصرين را در محبس شهربانى نگاه مىداشتند .
زندانهاى شهربانى تهران پيش از بناى زندان قصر عبارت بود :
محبس نمرهء 1 ، محبس نمرهء 2 ، كه به اختصار نمرهء 2 ، گفته مىشد و محبس عمومى و محبس نسوان و نيز يك بازداشتگاه موقت . همهء اين تأسيسات در ابتداى خيابان جليلآباد - خيام - روبهروى ساختمان روزنامه اطلاعات قرار داشت . « 1 »
مرتضى فمى تفرشى در پليس خفيهء ايران ، با بهرهگيرى از كتاب ايام محبس على دشتى دربارهء زندانهاى شهربانى ، در زمان سوئديها مىنويسد :
« يك چهار ديوارى خونين است كه صدها افراد بشر را مانند حيوانات در آنجا ريختهاند كه آنها را شبها در شترخانهاى كثيف و متعفن جاى مىدهند . وضع زندانهاى عمومى چه از نظر بهداشت و چه از نظر اخلاقى در ادنى درجهء پستى بود . استعمال دخانيات ممنوع بود . و خوردن خوراكهاى غير مأكول در آن اجبارى . لباس محبوسين از يك نوع پارچه ، كرباسى درست مىشد و نكبت و كثافت و بيماريهاى گوناگون آنان را دوره كرده بود .
زندانيان شبها روى فرشهاى كثيف و خاكگرفته مىخوابيدند و موى سرشان مانند موى سر قلندران بلند و لباسهايشان پارهپاره و چركين بود . اين زندان مركز فسق و فجور بود و شرارت و فساد و سفالت و پستى را تعليم مىداد و فضايل و اخلاق را محو مىكرد .
در زندان عمومى مجرمين ، بزرگسال ، ميانسال و خردسال همه در يك جا جمع بودند .
هامش
( 1 ) - پليس خفيه ايران ، مرورى بر رخدادهاى سياسى و تاريخچه شهربانى ، 1299 - 1320 ، مرتضى سيفى فمى تفرشى ، ص 106 ، انتشارات ققنوس ، 1368 چاپ دوم .