تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
درباره مسيو ريشارخان بايد افزود كه ژول ريشارخان يا ميرزا رضا خان ازجمله فرانسويانى است كه در خدمت دولت ايران در دورهء سلطنت محمد شاه و ناصر الدين شاه بوده و بعدها مسلمان شده و به نام ميرزا رضا خان مسمى گرديده است و در اواخر سال 1288 ( ه . ق . ) از طرف ناصر الدين شاه لقب خانى به وى داده شد و از اين تاريخ معروف به ريشار خان گرديد . وى در سال 1231 ( ه . ق . ) متولد و در سال 1308 ( ه . ق . ) ، در سن 77 سالگى وفات يافته است . او در اوايل افتتاح دار الفنون ، از معلمين آنجا بود و بعدها جزء كارمندان وزارت انطباعات و دار الترجمهء دولتى و مترجم زبان فرانسه و انگليسى و غيره شد . پسر او ، يوسف ريشار خان نيز مؤدب الملك مىباشد كه پس از فوت پدرش مدتها معلم زبان فرانسه در مدرسه دار الفنون بود . « 1 » عكاسباشيهاى دربار آقا رضا خان اقبال السلطنه و ميرزا حسنعلى بودند . « 2 » در المآثر و الآثار عبد الله ميرزا ، مدير عكاسخانه معرفى شده و هر سه هم به‌عنوان شاگرد آمده‌اند . « 3 » اما در مرآةالبلدان هم تحت عنوان وقايع سال 1280 ( ه . ق . ) شرح مفصل و مفيدى از عكاسى و تاريخچهء آن آمده است : « آقا رضا ، پيشخدمت حضور همايون چون در فن عكاسى به درجهء كمال رسيده به لقب عكاسباشى سرافراز گرديده است . پوشيده نماند كه يكى از صنايع جديده متعلق و منشعب از علوم طبيعى كه در زمان سلطنت اين شاهنشاه رواج گرفته و ترقى حاصل كرده عكاسى است . هر چند بسيارى از مردم مىدانند كه به آلات و ادويه عكس تمام اشياء موجوده در كرهء ارض برداشته مىشود و كمتر كسى است كه معاينه نديده باشد و با وجود اين از اسرار حكمتى و تاريخ اين صنعت بسيارى غافلند . اكنون برسبيل اجمال شرحى تاريخ مانند از اين صنعت جديدة الاحداث ذكر مىكنيم : بايد دانست كه اجسام بر دو قسم‌اند : يا مادى هستند يعنى داراى وزن‌اند مانند جامدات و مايعات و بخارات و يا غير مادى و بىوزن هستند مانند حرارت و نور و الكتريسته و مغناطيس و هر يك از اين دو جسم داراى دو رشته خواص‌اند كه يكى را خواص ظاهرى يا فيزيكى گويند و ديگرى را خواص باطنى يا شيميايى مانند نور كه يكى از اجسام غيرمادى است نيز داراى خواص ظاهرى از قبيل انعكاس و انكسار و انتشار مىباشد و اين معنى را حكماى سلف مصر و
هامش
( 1 ) - شرح حال رجال ايران ، ج 2 ، ص 44 . ( 2 ) - المآثر و الآثار . ج 1 ، ص 48 . ( 3 ) - همان ، ص 404 .
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 607 | حسين شهيدى مازندرانى