تقريبا عده حضار به يك چنين عددى مىرسيد . آن وقت پنجرهها و درهاى سالون را محكم بسته و پردههاى ضخيم آن را پايين مىكشيدند ، يك نفر تار زن و يك نفر هم بادنبك شروع مىكردند به نواختن آهنگهاى وطنى و تماشاچيان را مهياى شنيدن و ديدن صحنه مهيج مىنمودند .
خود اردشير خان با يك حالت جدى و موقر در بالاى اتاق ايستاده و راجع به بازى و اشخاص آن توضيحات لازم بدهد .
روى پرده عكسهاى كم رنگى ظاهر مىشد كه گاهى برقزده و چشم را خسته مىكرد و اقلا يك يا دو دفعه در حين نمايش نوار قطع مىگرديد . از خود عكسها چيزى درست مفهوم نمىگرديد ولى توضيحات اردشير خان ، حاضرين را كاملا متوجه به وقايع صحنه مىساخت .
اردشير خان فارسى را به لهجه ارمنى و بعضى جملات نشنيده ادا مىكرد كه خودش اسباب تفريح مستمعين مىشد . من يك دفعه براى تماشا با عدهاى از همشاگرديها به آنجا رفته بودم و با همان شرحى كه گذشت وارد سالون شده و روى صندلى قرار گرفتم . بارى آن شب يك تأتر ساده بود كه خيلى كوتاه و زود تمام شد . . . .
اين تنها سينمايى بود كه من در آن وقت ديدم و در اين مجلس به خصوص حضور بهم رسانيدم . . » « 1 »
در خور يادآوريست كه عبد الله بهرامى بگفته خودش در آن زمان پانزده ساله بود . « 2 »
و با توجه به تاريخ تولدش كه 1306 قمرى برابر با 1267 خورشيدى بوده سالى كه به اين سينما رفت سال 1321 قمرى مىشود كه مظفر الدين شاه حكومت مىكرد و اين سينما راه اندازى شده بود .
از اين گونه سينماها در دوره محمد على شاه هم وجود داشته است . چنان كه در شماره 26 مجله هفتگى صوراسرافيل كه بنام روزنامه صوراسرافيل شهرت دارد به تاريخ پنجشنبه 21 ربيع الاول 1326 ( ه . ق ) كه نزديك به دو ماه ( 58 روز ) به توپ بستن مجلس شوراى ملى مانده بود در صفحه 8 يك آگهى سينمايى به چاپ رسيده و مردم دعوت به ديدن آن كرده است . آگهى چنين است :
هامش
( 1 ) - خاطرات عبد الله بهرامى از آخر سلطنت ناصر الدين شاه تا اول كودتا چاپ دوم 1363 انتشارات علمى ص 43 - 47 نقل با اندك اختصار .
( 2 ) - همان . ص 47