تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
كارى نداشت . خوبهاى اين شهردارها همانها هستند كه او امر را بهتر توانسته‌اند اجرا كنند . » « 1 »

نخستين كافه و سينما

عبد الله بهرامى در كتاب خاطرات خود از نخستين كافه و سينما چنين ياد كرده است : « اولين كافه به طرز جديد را آنچه من به خاطر دارم مرحوم صديق حضرت ايجاد نمود . اين شخص مدتى در خارج از ايران تحصيل كرده و شايد در مأموريتهاى سياسى هم عضويت داشته است . در هر صورت شخص با سليقه و قريحه بود در خيابان لاله‌زار نبش ميدان مخبر الدوله در باغ بزرگى كه در آن وقت وجود داشت . يك كافه با صفا كه داراى ميز و صندلى بود ، ترتيب داده و مردمانى متوسط و حال و روشن‌فكر آن دوره بارى تفريح و گردش و گذرانيدن چند ساعتى از اول شب به آنجا مىرفتند و بر خلاف محلهاى عمومى شهرت خوب و آبرومندى داشت . ولى در آن وقت معروف شده بود كه اين كافه خيلى گران است و مطابق عايدات مردم نمىباشد ، زيرا كه يك گيلاس شربت از سيصد الى پانصد دينار به فروش مىرسيد . در صورتى كه در قهوه خانه‌ها و چلوكبابيها صد دينار بود . دوم كافه‌اى كه به تقليد اين محل تأسيس يافت ، در اول خيابان لاله‌زار در خانه بزرگى بود كه محل سكونت ناظم السلطنه بود كه بعدا به قطعات كوچك تقسيم شده و اكنون تبديل به مغازه‌هاى متعدد گشته است . اين كافه را نوكر امير نظام كه با پسرهاى او به آلمان رفته بود ، پس از مراجعت در آنجا تشكيل داده ، ضمنا آشپزخانه هم تهيه كرده نهار و شام منظم در اختيار عامه گذارده بود و قيمت اجناس را طورى قرار داد كه از كافه صديق حضرت براى مردمان مرفه الحال آن دوره مناسب‌تر شده بود . قيمت چاى و يك گيلاس شربت از يك عباسى تجاوز نمىكرد و مردم به خوبى مىتوانستند كه با يك قران شام يا نهار در آنجا تناول نمايند . به همين جهت اين كافه طرف توجه عموم واقع شد و مىتوان گفت كه طرف عصر نزديك به نصف از صندليهايى را كه در توى حياط چيده بودند ، پر از جمعيت مىشد . ظاهرا يك يا دو محل ديگر هم بعدا به توسط اشخاص مختلف تأسيس گرديد ، ولى مانند اين دوكافه كه ذكر آن گذشت توجه عامه را به خود جلب ننمود . در ايران هنوز سينما تأسيس نشده بود و مردم از خصايص آن اطلاع نداشتند . فقط درباريان و اشخاص مربوط به آنها حكايت مىكردند كه مظفر الدين شاه اسباب مخصوص از سفر فرنگستان با خود آورده است كه عكس اشياء و اشخاص را به اندازه طبيعى بزرگ كرده در روى
هامش
( 1 ) - همان . ص 240 - 241 با اندك اختصار .