تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
مىرسد بعرض برسانم . به قرارى كه معلوم شده است زمينه نطقى كه توسط نصرت الدوله تهيه شده مطبوع طبع اعليحضرت همايونى واقع نشده و قسمتى از آن را قلم زده‌اند . در صورتى كه بنده صلاح اعليحضرت همايونى مىدانم كه جملهء مزبور را قبول فرموده در نطق خود بگنجانند . پس از مذاكرات زياد . . . با اتفاق نزد شاه مىروند . در حالى كه اعليحضرت هم هنوز لباس نپوشيده بود . اظهارات ناصر الملك در حضور شاه تكرار مىگردد . و هر چه به شاه اصرار مىشود مفيد فايده واقع نمىگردد و مراجعت مىنمايند . هنگام مراجعت ناصر الملك به شاه پيغام مىدهد كه اگر اين جمله از نطق را حذف فرمايند سلطنت قاجاريه و سلسلهء قاجاريه را در خطر انداخته و سلسلهء قاجاريه را منقرض خواهند كرد . شاه جواب مىدهد ممكن نيست من اين جمله را در نطق خود بگنجانم ، جهنم هر چه مىشود بشود . و اگر انگليسها مايل نيستند من الساعه جامه‌دانم را برداشته از لندن خارج مىشوم . پس از اين جواب ناصر الملك مايوسانه مراجعت مىنمايد . ولى نصرت الدوله مجددا شخصا به حضور شاه آمده داخل مذاكره مىشود و سرانجام موفق به راضى كردن شاه نمىگردد . حتى شاه با تغير در اتاق را باز مىكند و دست نصرت الدوله را گرفته خارج مىنمايد . . . . بالاخره انگليسها مىگويند ما اصرارى نداريم كه فورمول معينى در سر سفره گفته شود شاه ايران آزاد است هر نوع نطقى كه ميل دارند ايراد فرمايند . . » « 1 » سرانجام اين قرارداد خود به خود لغو مىشود ولى بگونه ديگرى اجرا مىگردد كه آغاز آن همان كودتاى سوم حوت سال 1299 خورشيدى مىباشد كه امپراتورى انگلستان و مامورين او چه داخلى و چه خارجى كاملا در آن دست داشتند . چنان كه هنوز دو روزى از وقوع اين كودتا نگذشته بود كه افراد آگاه به مسايل سياسى و اجتماعى ايران به حكيم فرموده بودن اين كودتا پى بردند و دانستند كه عوامل كودتا همه دست در دست انگليسها دارند . البته ناگفته نماند كه انگليسها براى آنكه دست خود را پنهان دارند گروهى از دوستان را بهمراه دشمنان دستگير و زندانى كردند تا به اين كودتا رنگ و روى ملى دهند هر چند پس از چندى اين تمهيد نيز آشكار شد . عبد الله مستوفى درباره اين كودتا شرح جالبى داده كه نشان دهندهء برداشت و ارتباط كسانى است كه در اين كودتا ذينفع نبوده و بر كنار از سياست بازيها و بده بستانيهاى سياسى مىباشند و تنها امتياز آنان با مردم عادى و عوام در اين است كه تحصيل
هامش
( 1 ) - زندگانى سياسى سلطان احمد شاه . حسين مكى . اميركبير ، 1357 . ص 66 - 69 .