تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
السلطان گرفته و دكاكين جديد البناى آن كه اداره روزنامه بامداد هم جزو آنها است و خانه ميرزا صالح خان و انجمن آذربايجان و خانه‌هاى اطراف آن و خانه سيد على قمى و انجمن حميّت و انجمن مظفرى و دكاكين شمالى نگارستان و مهمانخانه آخر نگارستان و قهوه‌خانهء مخصوص بهارستان و خانهء تاجرى كه در شمال باغ بهارستان واقع است و مسجد سپهسالار جولانگاه تعدى غارتگران گشته ، مردم پست فطرت اسباب نفيس قيمتى را از خانه ظل السلطان و خانه ميرزا صالح خان و خانه‌هاى اطراف از عمارت مجلس و عمارتهاى بهارستان كه پراست از ذخيره‌هاى گرانبهاى عهد ميرزا حسين خان سپهسالار همه را يغما مىنمايند و اىكاش ببردن اسباب قناعت مىكردند درها و پنجره‌هاى گران‌قيمت را از جاى كنده مىبرند . سنگهاى هزاره‌ها را كنده چوبهاى سقف را درمىآوردند . آينه‌هاى بزرگ را از ديوارها جدا مىكنند و هر كدام بزرگ است با سنگ آن را شكسته تكه‌هايش را مىبرند . در عمارت بهارستان قريب سى عدد جار بلور و بيست كاسه و كمتر و زيادتر و چهلچراغهاى قيمتى است همه را برده و هر چه بردنى نيست آنها را خورد مىنمايند . قاليهاى بزرگ سنگين‌وزن و سنگين‌قيمت را قطعه‌قطعه كرده تقسيم مىنمايند و اين عمل با فرش بهارستان در تاريخ تكرار مىشود . تابلوهاى نقاشى شده گرانبها بدست تاراج مىرود . بالجمله علاوه بر فرش و چراغ و مبل و اسباب و چراغهاى برق و ميز و صندلى و آينه‌هاى منصوب و غيره منصوب درهاى خاتم‌سازى شده و ارسيهاى منبت‌كارى اعلى و تخته‌بنديهاى اطاق جديد مجلس كه به مخارج بسيار با صندليهاى ممتاز و ميزهاى قشنگ تازه ساخته شده و هنوز براى يك دفعه هم مجلس در آن منعقد نگشته با سنگهاى مرمر هزاره‌ها و كاشيهاى قيمتى و آهنهاى محجرهاى اطراف و هر چه را تصور كرده‌اند كسى به‌ازاى آن پولى بدهد همه را مىبرند و همچنين خانه ظل السلطان و باقى محلهاى غارت شده به اشياء منقول اكتفا نكرده از غير منقول هم نمىگذرند و تمام غارتها بدست قزاق و سربازهاى سيلاخورى و كمى از اشرار و مردم بىسروپاى شهرى شده . . . » « 1 » درباره علت بمباران خانه ظل السلطان عموى شاه و خانه جلال الدوله پسرعمو و خانه ظهير الدوله شوهر عمه توسط محمد على شاه و غارت اموال موجود در آن اينطور آمده است : « هدف نهايى از حمله به خانه اين سه شاهزاده دست يافتن به اسناد و مدارك لژ فرماسونى « بيدارى ايران » وابسته به « گراند اوريان دوفرانس » بود كه در آن هنگام در تهران فعاليت مىكرد . اگرچه شاهزادگان مذكور همه عضو اين لژ بودند ولى مركز و دفاتر لژ مزبور همه در خانه ظهير الدوله
هامش
( 1 ) - همان ص 330 - 331
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 572 | حسين شهيدى مازندرانى