مىداند كه با اين محاصره ديگر راهى براى وارد شدن به بهارستان و مسجد نيست مگر از جانب شرقى باغ بهارستان كه ديوار كوتاه و در كوچك بىاستحكامى به طرف صحرا دارد و هم در مسجد ، درى است در جانب شرقى كه معروف به در زنانه است و طرف شرقى مسجد و بهارستان از قشون دولتى خالى است و تنها راه فرارى است براى كسانى كه در آن محوطه هستند . » « 1 »
در اينجا لازم است درباره نام خيابانهايى كه از آنها ياد شده و نيز قهوهخانه عرش توضيح كوتاهى داده شود .
خيابانى كه خانه ظل السلطان و انجمن آذربايجان در آن قرار داشت همان خيابان اكباتان است . خيابان سيف الملك همان خيابان شاهآباد سابق و جمهورى فعلى است . خيابان دوشانتپه خيابان ژاله سابق و خيابان مجاهدين اسلام امروزى است .
در شرقى مسجد سپهسالار كه به در زنانه مسجد مشهور بود در كوچه پشت مسجد سپهسالار قرار داشت كه امروزه از آن كوچه نشانى نيست .
قهوهخانه عرش در خيابان چراغبرق نرسيده به پامنار بود . بگفته جعفر شهرى از آن روبه اين قهوهخانه قهوهخانه عرش نام نهاده بودند كه تنها قهوهخانه در مرتبه فوقانى بود و ديگر اينكه تنها ساختمان دو طبقه در تمام شهر بود كه بر خيابان ساخته شده بود زيرا دكاكين تماما يك طبقه بودند و هنوز دو اشكوبه ( طبقه ) و سه اشكوبهسازى بر خيابان معمول نشده بود اين قهوهخانه در دو اتاق تودرتو با پلههايى باريك و بلند بود و پنجره يك اتاق به طرف خيابان باز مىشد . « 2 »
بايد افزود كه غير از محيطى كه در اطراف مجلس و مدرسه سپهسالار محاصره شده بود در جاى ديگر شهر جنگى نمىشد . مگر در خيابان چراغبرق كه قهوهخانهء معروف به عرش را مدير روزنامه روحالقدس با چند نفر ديگر سنگر كرده هنگام گذشتن قشون و عبور دادن توپ به آنها شليك كرده چند نفر را مىكشند و بالاخره روح القدس بدست قزاقان گرفتار مىشود . « 3 »
دولتآبادى طى گزارش مشروح خود از اين روز يعنى روز به توپ بستن مجلس توسط محمد على شاه به شرح غارت و ويرانى مجلس و چند جاى ديگر مىپردازد و مىنويسد :
« . . . و تا شب ، بهارستان و عمارت مجلس و تمام نقاط اطراف بهارستان و مسجد از خانه ظل
هامش
( 1 ) - حيات يحيى ، ج 2 ، ص 320 .
( 2 ) - گوشهاى از تاريخ تهران قديم . ص 141
( 3 ) - حيات يحيى ج 2 ، ص 330 - 329