ساعت به هشت و نيم يا باصطلاح آن روز دو ساعت و نيم از شب گذشته رسيد . امين السلطان آمادهء رفتن شد و به اتفاق سيد عبد الله بهبهانى مجتهد كه از موافقين جدى او شده بود به طرف در خروجى مجلس آمد . در ميان راه سيدى رسيد و نامهاى به سيد عبد الله داد كه آن را بخواند .
سيد عبد الله مكث كرد كه نامه را ببيند . اتابك به راه خود ادامه داد . قبلا كالسكه اتابك را كه بايد دم در ايستاده باشد ، از آنجا دور تر نگهداشته بودند . اتابك دمدر مجلس قدرى منتظر ايستاد تا كالسكهاش را بياورند و قاتل در اين مدت با دقت كامل مشغول هدفگيرى خود شد و سه گلوله به اتابك اصابت نمود . اتابك به زمين افتاد ، بعد او را لاى عبايش گذاشته بخانهاش در خيابان لالهزار بردند و پس از نيم ساعت جهان را بدرود گفت و در قم در مقبره خاص خود مدفون گرديد . بسيارى از رجال كه در آن زمان دستاندركار دولت بودند و با دربار رفت و آمد و با محمد على شاه تماس داشتهاند ، عقيدهشان بر اين است كه اتابك بدستور محمد على شاه كشته شده و بعقيده آنان اين اشخاص دبير السلطان پسر ميرزا محمد خان مستوفى وكيل الدوله ، سيد محمد صنيع حضرت مجلل السلطان و موقر السلطنه حبيب الله خان در كشتن اتابك دست داشتهاند . « 1 »
دومين واقعه مهم كه تاثير بسيار درآينده مملكت داشت رويداد توپ بستن مجلس است كه از ان ناظم الاسلام در كتاب تاريخ بيدارى ايرانيان بعنوان « يوم التوپ » « 2 » ياد كرده است .
پس از بمب انداختن بسوى محمد على شاه كه نتيجهاى نداشت . اختلاف ميان او و مجلسيان را بيش از پيش شديدتر كرد و از اين تاريخ شاه در صدد دفع آنان برآمد ، تا اينكه در روز 5 شنبه 14 خرداد 1287 خورشيدى برابر با 4 جمادى الاول 1326 قمرى شاه با شتاب از شهر خارج شده در باغشاه قرار گرفت و اين عمل وى توليد نگرانى زيادى از مشروطهخواهان نمود و جنب و جوش در طرفين ايجاد گرديد و بالاخره در روز سهشنبه 23 جمادى الاولى 1326 قمرى برابر با دوم تير 1287 خورشيدى مجلس را بتوپ بست . « 3 »
درباره اين روز بيشتر كسانى كه خاطرات خود را از آن روز نوشتهاند هر يك بنا به فرض و هدف خاصى به وصف آن پرداخته و به اصطلاح همه جوانب امر را بنابر مقتضيات زمان در نظر گرفتهاند . اما نوشته ناظم الاسلام چون به صورت پيش نويس و قلمانداز نوشته شده و نويسنده
هامش
( 1 ) - شرح حال رجال ايران . ج 2 ، ص 423 - 425 نقل به اختصار براى شرح بيشتر اين ماجرا بنگريد به سياستگران دوره قاجار خان ملك ساسانى . ج 2 ، از ص 309 - 321 .
( 2 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان . بخش 2 ص 171
( 3 ) - شرح حال رجال ايران . ج 3 ، ص 441