بعدتر ، مؤلف تاريخ گرانقدر ايران باستان - قسمت حقوق دارالفنون مسكو را تمام كرد و حسين - مؤتمن الملك ، پيرنياى بعد - در مدرسه پلى تكنيك فرانسه مشغول تحصيل شد .
وزارت امور خارجهء مشير الدوله مصادف با وقتى بود كه ميرزا حسن خان ، پسر ارشدش مدرسهء حقوق را تمام كرده و به سمت وابسته وارد سفارت ايران در پطرزبورگ شده بود .
مشير الدوله پسرش را براى ادارهء كابينهء آن وزارتخانه به تهران خواست و ميرزا حسن خان با سمت رياست كابينهء وزارت خارجه منشى مخصوص امين السلطان صدراعظم شد .
ميرزا حسن خان مشير الملك ، در وزارت امور خارجه متوجه شد كه تا كار به دست كارمندان تربيت شده داده نشود ، امور اين وزارتخانه كه به علت ارتباط با نمايندگان سياسى خارجه و تمركز امور مربوط به بيگانگان در آن ، وزارتخانهاى بسيار مهم است ، بهبود نخواهد يافت . از طرف ديگر چون با افتتاح مدارس چندان مخالف نمىشود ، چه بهتر كه مدرسهاى هم براى تحصيل علوم سياسى و تربيت كارمندان درس خوانده براى وزارت امور خارجه تأسيس شود .
پسر و پدر در نزد شاه و صدراعظم محسنات اين اقدام را جلوهگر ساخته فرمانى صادر كردند و چهار هزار تومان ساليانه براى مخارج اين مدرسه از تفاوت عمل معدن فيروزهء خراسان برقرار نمودند و ميرزا حسن خان برنامهء اين مدرسه را تنظيم كرد . بودجهء مدرسه بعدا از محل عوايد حاصله از صدور تذكره ( گذرنامه ، رواديد ) كه درآمد ثابتترى بود تأمين مىشد . در آغاز تأسيس ، رياست مدرسه با ميرزا حسن خان و مديريت آن برعهدهء ميرزا عبد الله خان قوام الوزاره و محقق الدوله بعدى از اعضاى وزارت خارجه پسر ميرزا هاشم خان امين دربار بود كه تحصيلات خود را در اروپا به پايان رسانيده بود ، ولى تخصص او در نباتشناسى و فلاحت و بخصوص باغبانى بود و مدرسه از ادارات مستقل وزارت خارجه محسوب مىشد .
نخستين محل مدرسه در خيابان اديب و روبهروى منزل ارباب جمشيد و از خانههاى نصر الله خان سپهسالارى بود كه بعدا به عيسى ليقوانى تعلق گرفت . پس از آن به خانهاى در خيابان برق نزديك بانك شاهى منتقل شد .
در اعلان پذيرفتن داوطلب شرايط و نكات ذيل مقرر و اعلام شده بود :
1 - سن از 15 تا 22 سال .
2 - مواد امتحانى ورودى عبارت بود از : صرف و نحو عربى ، حساب ، خط ، انشاء و املاء .
3 - مواد درسى در مدرسه يعنى تاريخ و فقه و حقوق .
داوطلبها يعنى شاگردان مدرسهء علميه و افتتاحيه و برخى هم از تحصيل كردههاى خانه يا
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 540
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٥٤٠