مىخرند و مدرسهء دخترانهء خود را توسعه مىدهند و همين مدرسه است كه بعدها به نام نوربخش ناميده مىشود و پس از اينكه به دست وزارت فرهنگ افتاد ، ساختمان مخصوصى براى آن ساخته شد . « 1 »
مدرسهء آلمانيها
يكى ديگر از مدارس پرآوازه كه در دورهء قاجاريه تأسيس شد ، مدرسهء آلمانيها است كه بعدها مدرسهء صنعتى ناميده شد . به اين ترتيب اين مدرسه پس از جنگ اول جهانى منحل و سالها بعد از طرف دولت ايران تبديل به يك مدرسه صنعتى شد . اين مدرسه در نتيجهء روابط سياسى با آلمان تأسيس شد و احتشام السلطنه در ايام توقف خود در برلين به تصور اينكه زيادشدن نفوذ مادى و معنوى آلمان در ايران براى سياست مملكت در برابر رقابت دو دولت قوى روس و انگليس سودمند خواهد بود ، مذاكراتى براى تأسيس يك بانك آلمانى در ايران نمود و نيز اجازهء تأسيس يك مدرسهء آلمانى را در تهران با بودجهء هشت هزار تومان كه پنجهزار تومان آن را دولت ايران بدهد و سههزار تومانش را دولت آلمان ، و اين مذاكرات پيش از مشروطه شدن ايران است . در اوايل مشروطيت يكنفر آلمانى پطرس نام از برلين براى تأسيس مدرسه به تهران مىآيد ، دولت ايران زمينى در پشت ميدان مشق تهران به او مىدهد و شروع مىكند به بناى مدرسه ، ضمنا مدارس موجود تهران را هم ملاحظه مىنمايد . « 2 »
يحيى دولتآبادى در ادامهء سخن خود مىنويسد :
« روزى [ پطرس ] كه به مدرسه ادب مىآيد ، نگارنده با وى صحبت مىدارد كه خوبست مدرسهء خود را از اطاق [ كلاس ] پنجم شروع كند كه از مدرسهء ابتدايى ما شاگرد به آنجا وارد شود . جواب مىدهد كه ما از ابتدا شروع خواهيم كرد . مىگويم به طفل مبتدى كه هنوز زبان مادرى خود را نمىداند چرا از اول زبان خارج درس بدهند و دنبال سخن را مىگيرم ، معلم مزبور در مجلس ديگر پروگرام مدرسهء خود را نشان مىدهد كه نوشته است طفل مبتدى در هفته هيجده ساعت درس مىخواند ، نه ساعت فارسى ، نه ساعت آلمانى . بالاخره اعتراض من به اين موضوع بىنتيجه مىماند و مدرسهء آلمانى داير شده اطفال را از كلاس تهيهء زبان آلمانى درس مىدهند و به خواندن و نوشتن فارسى اهميت نمىدهند . بعد از آمدن احتشام السلطنه و
هامش
( 1 ) . تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 1 ، ص 368 - 369 ، با اندك اختصار .
( 2 ) . حيات يحيى . يحيى دولتآبادى ، ج 2 ، ص 208 - 209 .