تهران در دورهء مظفر الدين شاه
يكى از كسانى كه در زمان مظفر الدين شاه ، به سال 1321 ( ه . ق . ) برابر با 1282 ( ه . ق . ) و 1903 ( م . ) به ايران آمد و از تهران نيز ديدن كرد ، ويليامز جكسن « 1 » استاد دانشگاه كلمبيا و يكى از محققان نامدار آمريكايى در رشتهء زبان و ادبيات و دين و آيين ايران باستان بود . حاصل سفر ويليامز جكسن به ايران كتاب ايران در گذشته و حال است كه در ايران به سفرنامهء جكسن معروف است .
اين كتاب در سال 1906 ( م . ) در نيويورك به چاپ رسيد و در سال 1352 ( ه ش . ) ترجمه فارسى آن در ايران انتشار يافته و در دسترس همگان است و مترجمان آن آقايان منوچهر اميرى و فريدون بدرهاى مىباشند .
جكسن دربارهء تهران مىنويسد :
« طى يك هفتهاى كه در پايتخت بودم ، شهر را بدان اندازه جالب يافتم كه دست كم تا حدى با احساسات ايرانيان هماهنگ شوم ، اگر چه تهران به هيچوجه نمىتواند مدعى زيباييهاى طبيعى شهرى چون شيراز باشد .
در تمدن مختلط آن ، شرق و غرب بهطور ناقص به هم آويختهاند ، و در اين آميزش هنوز تفوق با شرق است ، و اين طبيعى است . درشكههاى كروكدار در ميدان عمومى ، پستخانهاى با تابلويى به زبانهاى فارسى و فرانسه ، تلگرافخانهاى مجهز ، يك بانك شاهى معظم ، خيابان علاء الدوله معروف به خيابان سفرا كه در امتداد آن رؤساى نمايندگيهاى خارجى با لباس رسمى سواره عبور مىكردند ، همهء اينها - حتى اگر از مغازههاى پر از كالاى خارجى و مهمانخانه و واگون اسبى زنگدار آن سخنى نگوييم - دلالت بر نفوذ تمدن غربى مىكند . اما بقيه چيزها - مساجد ، گلدستهها ، مدارس ، شتران ، كاروانسراها و بازارهايى كه پر از مردان و زنان روبندهدار است . . . . . همه از مشخصات شرقى هستند و تهران را مانند همهء پايتختهاى ديگر مشرق زمين يك شهر شرقى مىسازند ، هر چند من كمتر بدان عظمت و جلال ملى كه متعلق به دوران شكوهمندى ايران است و در تختجمشيد با همهء ويرانىاش هويداست ، برخورد كردم . . .
وسعت و ظاهر فعلى شهر بيشتر مديون اقدامات ناصر الدين شاه است كه پس از مسافرت اولش به فرنگ با شور و شوق به توسعه و زيبا ساختن مقر حكمرانى خويش پرداخت .
ديوارهاى قديمى شهر را در بيشتر جاها ويران ساختند ، خندقها را پر كردند و بارويى جديد كه حدود هزار و ششصد متر بيرون حصار اولى بود ساختند ، و به اين ترتيب مقدار معتنابهى بر
هامش
( 1 ) .Williams Jackson