تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
مسقف و سرپوشيدهء ديگر شهرها هستند . . . با مغازه‌ها و غرفه‌ها و معابر پيچاپيچ و سراىهايى براى بارانداختن كاروانها . . . ميزان عرضهء كالا در اين بازارها به نظر من بسيار است . اما يك چيز را در اين بازارها هر چه جستم كمتر يافتم ، و آن پرچم ايران بانشان شير و خورشيد بود . . . از اين رو ناچار سفارش دادم يكى برايم درست كنند . بارى در اينجا بايد بيفزايم كه براستى اين پرچم سفارشى را خوب رنگ‌آميزى كرده بودند ، و هم‌اكنون در كتابخانهء من به‌عنوان يادبود سفر ايران از ديوار آويخته است . عمارات ديگر قسمت جنوبى تعريفى ندارند . مساجد تهران ، با توجه به اينكه در پايتخت واقع‌اند ، چندان مهم نيستند و هيچ يك از نظر حرمت و تقدس به مزار حضرت عبد العظيم رى ، حومهء ويران تهران نمىرسند . در تهران تعدادى مدرسه دينى و چند مؤسسهء تعليم و تربيتى هست . و مخارج مؤسسات اخير كه مدرسه شاه نيز از آن جمله است ، بوسيله دربار تأمين مىشود . در مدرسهء شاه [ منظور دار الفنون است ] معلمان اروپايى و ايرانى كار تدريس را عهده‌دار هستند و تعليمات و لباس و خوراك رايگان است . . . چون از قسمت جنوبى شهر به مدخل جنوب شرقى ميدان توپخانه بازگرديم از كنار عمارت بزرگى مىگذريم كه در اختيار شركت تلگراف هند و اروپاست . و از آنجا مىتوان تلگرافى به وطن مخابره كرد . سپس دوباره به ميدان اصلى بازمىگرديم ، و از جانب شمال غربى ميدان چهارگوش از دروازه خارج مىشويم كه بر مدخل خيابانى كه به محوطهء محصور بزرگى راه مىبرد . طاق بسته است . اين محوطه كه بزرگترين ميدانهاى تهران ، اما نه مهمترين آنها را تشكيل مىدهد . ميدان مشق شهر است و تقريبا بيش از چهار صد متر طول و همين اندازه پهنا دارد . اين محوطه بزرگترين محوطهء محصورى است براى مشق و تمرين نظامى كه در دنيا وجود دارد و در اينجا سپاهيان شاه كه به وسيلهء معلمان اروپايى به روش غربيان تربيت مىشوند تعليمات نظامى مىبينند . [ منظور ميدان مشق است ] اما اكنون اين ميدان عظيم كمتر مورد استفاده قرار مىگيرد ، و در موقعى كه من آنجا را ديدم زمين بازى خوبى براى بچه‌ها شده بود و محلى براى انداختن لاشه حيوانات ولگردى كه از ناخوشى يا علت ديگر مرده بودند ، تا خوراك سگها گردند . . . » « 1 » ازجمله ابنيه و آثار دوره مظفر الدين شاه مىتوان كاخ فرح‌آباد و مدرسهء فيلسوف الدوله در دالان صحن سيد اسماعيل را نام برد . « 2 »
هامش
( 1 ) . سفرنامهء جكسن ، ايران در گذشته و حال ، آبراهام . و . ويليامز جكسن ، ترجمهء منوچهر اميرى ، فريدون بدره‌اى ، انتشارات خوارزمى ، چ دوم ، 1357 ، ص 473 - 477 با اندك اختصار . ( 2 ) . طهران در گذشته و حال ، ص 274 به نقل از تاريخ تهران بلاغى .