تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
2 - در سال 1320 ( ه . ق . ) برابر با 1902 ( م . ) دولت روس قرضهء ديگرى به مبلغ ده ميليون منات به دولت ايران داد و در مقابل آن امتياز شوسهء آذربايجان را متعاقب شوسه انزلى - قزوين و همدان را تا تهران گرفت . اين دو قرضه را درباريان و اطرافيان مظفر الدين شاه از نادانى او سوء استفاده كرده چه در ايران و چه در اروپا لوطىخور كردند . 3 - امتياز نفت جنوب يا قرارداد دارسى در سال 1319 ( ه . ق . ) برابر با 1279 ( ه ش . ) و 1901 ( م . ) ، به مدت شصت سال ! به انگليسها داده شد . به اين نحو كه از منافع حاصله دويست هزار سهم و صدى 16 از لب عايدات و بيست هزار ليره نقد به دولت ايران داده شود . در اين تاريخ بهاى ليره طلا 53 ريال بوده و بيست هزار ليره مىشود . يكصد و شش هزار تومان . علاوه بر اين چندرغاز سهام زيادى هم به‌عنوان رشوه به زمامداران وقت از قبيل امين السلطان صدراعظم و ميرزا نصر الله خان مشير الدوله نائينى وزير خارجه و غيره داده شد . 4 - تعرفه جديد گمركى ايران در سال 1902 ( م . ) برابر با 1320 ( ه . ق . ) مىباشد . تغيير تعرفهء گمركى ايران كه مخفيانه بدستيارى امين السلطان اتابك اعظم در اين سال به نفع روسيه و كاملا به ضرر انگلستان صورت گرفت و سرانجام امين السلطان جان خود را هم روى اين تعرفه گذاشت ، و بعد از استخدام نوز « 1 » بلژيكى كه مخلوق روسيه ، ضربتهاى متواترى بود كه بر پيكر ديپلوماسى انگليس وارد آمد ، لكن انگلستان هم آرام ننشست و چاره را در اين ديد كه مشروطيت ايران را به جهت تضعيف نيروى روس در ميان قاجاريه ، در سال 1906 ( م . ) برابر با 1324 ( ه . ق . ) ايجاد يا تقويت كند و تكليف خودش را با روسيه در موضوع ايران معين نمايد و بالاخره هم در اين كار موفق شد ، بدين معنى كه پس از بستن قرارداد 1907 روس و انگليس ايران را ميان خود به مناطق نفوذ تقسيم كردند و به رقابت ديرباز و ممتد خود تا مدتى پايان دادند و بعد هر يك از دولتين از اواخر سال 1911 ( م . ) برابر با 1330 ( ه . ق . ) تا اواسط سال 1914 ( م . ) علاوه بر امتيازات سابق خود امتيازات ديگرى نيز در منطقه نفوذ خويش به دست آوردند و زمامداران ايران هم در دورهء مشروطيت براى آنكه چند صباحى در سركار بوده و مشغول به استفاده و سودجويى خود باشند ، هميشه با درخواستهاى آنان داير برگرفتن امتياز موافقت مىكردند . « 2 »
هامش
( 1 ) .Naus( 2 ) . شرح حال رجال ايران ، ج 4 ، ص 125 - 127 .