تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و دست به دست مىگشت و مايهء تفريح مردم بود . شعرى كه از همه بيشتر دهان به دهان مىگشت ، شعرى بود كه به شاه نعمت الله ولى نسبت مىدادند كه به طور كشف از آتيه خبر داده و گفته است :
روز جمعه ز ماه ذيقعده * سرش اندر كنار مىبينم
من هيچ‌وقت به فكر اينكه در صحت و سقم اين انتساب تحقيقى بكنم نيفتاده‌ام و فعلا هم نمىدانم كه واقعا اين شعر جزو اشعار شاه نعمت الله ولى هست يا نه ؟ آقاى ميرزا ابراهيم سعيد العلما در آن روزها به كسى برخورده بود كه خيلى از اين پيشگويى شاه نعمت الله تعجب مىكرد . سعيد العلما براى تفريح به او گفته بود از اين بالاتر هم دارد و آن اين شعر است كه در آن آلت قتاله هم معين شده است :
شكمش پر ز دود و قاتل او * عاقبت پاى دار مىبينم
شنونده بعد از اظهار تعجب زياد گفته بود پاى دار است يا پايدار است ؟ سعيد العلما جواب داده بود معلوم نيست ، شايد شاه او را ببخشد و همين كه مادهء طرف را مستعد ديد به او گفت از اين هم بالاتر دارد و آن اين شعر است :
نايب او ز جانب تبريز * با تأنى سوار مىبينم
تعجب شنونده از حد گذشت . سعيد العلما اضافه كرد از اين هم بالاتر اين شعر است كه :
نايب نايبش شعاع صفت * با شكوه و وقار مىبينم
شنونده گفت : معلوم مىشود محمد على ميرزا به سلطنت نمىرسد و اين سلطنت به شعاع السلطنه ، پسر دوم مظفر الدين شاه خواهد رسيد ! سعيد العلما گفت : شايد . » « 1 » ناصر الدين شاه پس از چهل و نه سال و يك ماه و سه روز سلطنت و شصت و هفت سال عمر ، در روز جمعه 17 ذيقعده در سال 1313 ( ه . ق . ) در حرم حضرت عبد العظيم ، هنگام زيارت به دست ميرزا رضا كرمانى به ضرب طپانچه مقتول شد .
هامش
( 1 ) . شرح زندگانى من ، ج 2 ، ص 8 - 9 .