تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
« صدراعظم ميرزا رضاى دلال مرتكب اين عمل بزرگ را در محبس به دستيارى ابو تراب خان رئيس پليس به انواع و اقسام استنطاق نمود ، چه به شكنجه و انواع عذاب و چه به محبت و اطمينان دادن حرفهاى بسيار گفت و غالب مطالب را مخفى داشتند . » « 1 » اما ببينيم عبد الله مستوفى دربارهء افكار عمومى مردم در زمينهء قتل ناصر الدين شاه چه مىگويد . مستوفى مىنويسد : « بر خلاف عقيدهء ميرزا رضا ، ناصر الدين شاه اگر در بستر بيمارى مىمرد خيلى طرف اسف و افسوس واقع نمىشد ، به واسطهء خوردن اين تير غيب ، آن هم در حال زيارت و توجه به مبدأ و در حرم شاه عبد العظيم و از همه مهمتر در وقتى كه جشن سال پنجاهم سلطنتى مىبايست شروع شود ، وجاهت زيادى پيدا كرد و مردم بر اين موت نابه‌هنگام او بسيار تأسف خوردند . روز سوم واقعه ، افواجى كه براى جشن تاجگزارى احضار و در پادگان مركز بودند با موزيك عزا از جلو جنازهء او گذشتند . تمام طبقات مردم به تكيهء دولت رفته براى او ترحيم كردند . شعرا اشعارى در شرح واقعه سروده و حتى « عاش سعيدا و مات شهيدا » را هم براى مادهء تاريخ فوت او پيدا كردند و در شعر خود آوردند و به شاه شهيد لقبش دادند . البته اشعار عاميانه در اين مورد محلى نداشت ، ولى مرحوم صدر السلطنهء خواجه نورى كلماتى به هم بسته و اشعارى گفته بود كه خيلى جنبهء ادبى و شعرى در آنها نبود . مردم كشور ما هم كه هيچ چيز را نمىخواهند بىتفريح واگذارند ، اشعارى احمداتر [ احمدا به معناى شعر بد و بىوزن و بىقافيه ] از اشعار وزير مختار سابق ايران در واشنگتن ساختند و در بين اشعار او انداختند . يكى از اشعار معروف منظومهء دوبيتى حاجى صدر السلطنه يا به قول خودش حاجى واشنگتن است :
آن ميرزا رضاى قد كمانچه * زد شاه شهيد را طپانچه
البته شعر ذيل را نيز بر آن افزودند كه :
آن ميرزا رضاى قد كوتوله * زد شاه شهيد را گلوله
حتى كار به آوردن قافيه قلوه يا رولوه هم رسيد كه من از نوشتن عين شعر به جهت استهجان آن خوددارى مىكنم . از اين اشعار كه دو سه مقابل اصل شده بود ، نسخه‌هاى متعدد برداشته شده
هامش
( 1 ) . شرح حال عباس ميرزا ملك‌آرا ، ص 204 .