را مطلع سازد . ميرزا رضا ، نامه حاجى محمد حسن را در حضور برهان الدين بلخى كه از دوستانش و معاشرين سيد بود ، به نظر سيد جمال الدين رسانيد . سيد هم با رفتن او به ايران موافقت كرد .
بالجمله ميرزا رضا در تاريخ دوم شوال 1313 . . . . وارد حضرت عبد العظيم شد عباسقلى خان حاكم زاويهء مقدسه كه از نوكران امين السلطان بود ميرزا رضا را در بالاخانه سردر باغ عليجان كه مشرف به صحن است منزل داد . مدت چهل و پنج روز كه ميرزا رضا در آنجا منزل داشت چند دفعه به شهر آمد به ملاقات حاجى محمد حسن امين الضرب رفت . . . . و امين السلطان دو مرتبه او را در سر حمام پارك پذيرفت و دستورهاى لازم داده و او را مطمئن ساخت كه براى خدمتى كه به مردم ايران مىكند او را قصاص نخواهد كرد .
ميرزا على خان امين الدوله در خاطرات سياسىاش مىنويسد :
« آنچه از بيانات ميرزا رضا برمىآيد ، به همين قصد از استانبول بيرون آمده و اين درجه اطمينان و دليرى او نشان مىداد كه زندگى او را ضمانت كرده و وعده حمايت دادهاند . » « 1 »
جمعه 17 ذيقعده فرا رسيد . شاه خبر كرده بود كه ناهار را در باغ بهارستان خواهد خورد و براى برگذارى جشن در فكر تفريش و تزيين عمارت بهارستان بود . شب كه در اندرون صرف شام كرد با خانمها از عيش و سرور جشن قرن سخن آغازيد .
خواص حرم گفتند فردا كه جمعه است بهتر از همه اين است كه به زيارت عبد العظيم برويد و شكر حق تعالى كه پنجاه سال به كامرانى پادشاهى كردهايد ، گذاشته شود ، لذا به امين همايون اطلاع دادند كه به بهارستان نمىروند و به زيارت حضرت عبد العظيم خواهند رفت و به مجد الدوله خوان سالار نيز پيغام فرستادند كه فردا ناهار در باغ مهدعليا حاضر نمايد و يك آش ماست هم ضميمه بكنند .
. . . عصمت قالبى كه از خويشان ميرزا رضا كرمانى بود و در اندرون چارقد خانمها را قالب مىكرد و به همين جهت به او عصمت قالبى مىگفتند ، صبحگاه روز جمعه خودش را به ميرزا رضا رسانده و خبرآمدن شاه را به زاويهء مقدسه برايش گفته بود . « 2 »
دربارهء عصمت قالبى در جاى ديگر همين كتاب آمده :
مرجان خانم ، زن شاه ، مادر شاهزاده يمين الدوله براى نگارنده ( خان ملك ساسانى ) حكايت
هامش
( 1 ) . سياستگران دوره قاجار ، ص 283 - 285 ، خاطرات سياسى امين الدوله ، ص 201 .
( 2 ) . سياستگران دوره قاجار ، ص 286 .